ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
279
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
رسيد واقعه را با او در ميان گذاشتند ، حضرت فرمودند : پيراهنى بياوريد ، آنگاه پيراهنى به دو دادند . وى حجر الأسود را با دستان خويش بر روى آن نهاد و فرمود : از هر قبيله شخصى بيايد و گوشهاى از لباس را بگيرد . همگى پيراهن را تا محل ركن بالا بردند . آن حضرت در اين حال حجر الأسود را به دست خود گرفت و در محل آن نصب كرد . هبيرة بن وهب در اين باره چنين سروده است : تشاجرت الأحياء فى عضل حطه * جرت طيرهم بالنحس من بعد أسعد تلاقوا بها البغضاء بعد مودّة * و أوقد نارا بينهم شر موقد فلما رأينا الأمر قد جدّ جدّه * و لم يبق شىء غير سل المهند رضينا و قلنا العدل أوّل طالع * يجىء من البطحاء من غير موعد فقد جاءنا هذا الأمين محمد * فقلنا رضينا بالأمين محمد بخير قريش كلها أمس شيمة * و فى اليوم مهما يحدث اللّه فى غد فجاء بأمر لم ير الناس مثله * أعمّ و أرضى فى العواقب و اليد أخذنا بأطراف الرداء و كلّنا * له حقه من رفعه قبضة اليد و قال ارفعوا حتى اذا ما علت به * اكفهم وافى به خير مسند و كلّ رضينا فعله و صنيعه * فأعظم به من رأى هاد و مهتد و تلك يد منه علينا عظيمة * نروح بها مدى الزمان و نغتدى همچنان به ساختمان كعبه ادامه دادند تا اين كه آن را به پايانش رسانيدند . ارتفاع آن از بيرون ، هيجده ذراع شد كه نه ذراع از ارتفاع ساختمان خليل بيشتر بود و به علّت كمبود هزينهء حلالى كه براى اين ساختمان در نظر گرفته شده بود ، مجبور گرديدند كه چند ذرع از عرض خانه را كاسته و آن را در حجر قرار دهند و درب خانه را از زمين بالا بردند كه بتوانند هر كسى را كه مايلند بدان راه دهند . درب را به وسيلهء سنگ به ديوار محكم نمودند . در داخل خانه شش ستون در دو رديف كه در هر رديف سه ستون از شمال به جنوب بود قرار دادند . درون كعبه و در ركن عراقى پلهاى قرار دادند كه به بام كعبه راه داشت و در ميانهء بالاى ديوار كعبه ، ناودانى به