ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
171
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
داده شد كه اين باغ پس از مرگ شريف عون رفيق پاشا كه بنيان باغ را نهاده بود ، از بين رفته است و اينجا بود كه ضرب المثل « الجزاء من جنس العمل » ؛ « پاداش از جنس رفتار است » تحقق يافت ، زيرا والى عادل مكه ارتشبد عثمان نورى پاشا « 1 » در نزديكى محل اردوگاه محمل باغ بسيار مصفّايى احداث كرد كه در آن درختانى زيبا با بهترين ميوهها به عمل آورده بود تفريحگاهى براى مردم مكه به شمار مىآمد كه مردم در سايه اين درختان ، لحظاتى از عمر خود را به خوشى مىگذراندند ، نامبرده اول شخصى بود كه در مكه فضاى سبز بوجود آورد . در اين هنگام شريف از او نزد سلطان سعايت نموده و سبب عزل او گرديد و پس از عزل نامبرده به دستور شريف ، باغى كه هزاران ليره طلا در آن خرج شده بود منهدم گرديد . تاثير سيلها در ساختمانهاى مكه مكه در درهاى قرار گرفته كه با كوههايى در اطراف احاطه گرديده است و در صورتى كه باران شديدى باريده شود ، آب در اين دامنهها جمع شده ، سپس به شدت به سوى درون مكه سرازير مىگردد . در اين حال در اكثر نقاط ، درياچههايى از آب به وجود آمده و خانهها همچون جزيرههايى در وسط آن خودنمايى مىكند و با توجه به اين كه مسجد الحرام چيزى حدود 3 متر پايينتر از سطح خيابانها و در گودترين نقطه اين منطقه قرار گرفته ، به درياچهاى عميق از آب مبدّل مىگردد ، بنابر اين مكيها سعى داشتهاند كه در
--> ( 1 ) - وى براى نخستين بار در سال 1299 ه . ولايت مكه را عهدهدار شد ، او مرد زيرك و سياستمدار باكفايتى بود . وى توانست با زيركى شريف عبد المطلب را كه قصد طغيان و سرپيچى از دولت را داشت دستگير و از منصب شرافت عزل نمايد و پس از وى عون الرفيق پاشا را به جاى وى برگزيند . ليكن عون توانست با سعايت وى را از ميان برداشته و پس از 5 سال ولايت معزول كند ، او سپس والى يمن گرديد ولى مجددا به ولايت مكه بازگردانده شد ، در اين دوران ترميم قضات زبيده ، ساختمان ديوان حميديه ، پست خانه ، پادگانهاى نظامى مكه و جده ، برج و باروى ينبع ، و باغ باصفاى ياد شده از كارهاى نيك اوست و در دوره ولايت دوم خود بر مكه عرصه را بر عون الرفيق پاشا تنگ نمود از اين رو شريف به همراه گروهى از علما و شرفاى مكه به مدينه رفته و گروهى از شرفا و علماى آنجا را با خود همنوا نموده و نامهاى به خليفه عثمانى در نكوهش از والى فرستادند و در آن او را متهم به بدرفتارى با شريفان و علما و تحقير مردم مكه و منهدم نمودن قبرستان آنان نمودند و در اين نامه خليفه اين والى عادل و خدمتگزار را عزل نمود .