ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
126
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
گفتيم ، به علت كمبود شتر ، هزار و پانصد حاجى با پاى پياده در روز دوم ذى الحجه خود را از جده به مكّه رساندند . در مكّه نيز هنگام فروش گوسفند ، از هر رأس آن مبلغ پنج قروش مصرى و از فروش هر رأس شتر ، پنجاه قروش ماليات ، دريافت مىگرديد و كرايهء هر شتر همراه با كجاوه ، از مكّه به عرفات و بالعكس ، هفت ريال و بىكجاوه شش ريال قرار داده شده بود كه يك ريال آن براى شريف و ريالى ديگر براى مطوّف و مقوّم « 1 » گرفته مىشد و در نهايت مبلغى حدود چهار يا پنج ريال براى ساربان باقى مىماند . كرايهء يك شتر كجاوهدار از مكّه به مدينه و سپس ينبع سى و سه ريال مجيدى بود و نيمى از اين مبلغ نيز براى شتر همراه ، كه بار را حمل مىكرد ، گرفته مىشد . كرايهء شتر يك جهازه ، سى و دو ريال كه از آن دوازده ريال براى شريف ( - دو جنيه انگليسى ) و يك ريال و نيم براى تنظيم كننده كاروانها ، و دو ريال از آن مطوّف و يك ريال از آن متعهد و ضامن ساربان ( - مقوم ) و يك ريال براى دولت و يك چهارم ريال در برابر رهن ( مرسوم است هر قبيله يك نفر را براى اطمينان دادن از به سلامت رسيدن افراد كاروان به مقصد ، نزد دولت ، گروگان قرار داده و دولت او را تا پايان سفر زندانى مىنمايد و قيمت معادل يك گروگان يك چهارم ريال است ) بنابراين مبلغى حدود پانزده و ربع تا چهارده و ربع ريال و يا كمتر از آن براى ساربان باقى مىماند و از اين وضعيت بدتر آن كه از هر جاوهاى مبلغ چهار جنيه گرفته مىشد و اين تنها به علت وضعيت مالى خوب آنان بود كه مكّيان را به طمع مىانداخت و گرنه در مقابل ، هيچگونه كارى هم براى آنان انجام نمىشد . ساربانان براى فرار از ماليات شتران اجاره داده شده ، از شيوهء خاص پيروى مىكردند ؛ بدين گونه كه با هر حاجى قرارداد بسته مىشد و هنگام حركت از مكّه تعدادى از شترها را بيش از حد بار زده و تعدادى شتر را بدون بار به همراه كاروان روانه مىكردند كه از اين شتران بىبار مالياتى گرفته نمىشد ؛ زيرا ساربان ادعا مىكرد اجاره داده نشده است . پس از دور شدن از مكّه ، بارها و افراد بر طبق قرارداد تقسيم مىگرديد ، و يا آن كه با مسافران بر تعدادى شتر قرارداد مىبستند ، ليكن پس از آغاز مسافرت تعدادى را باز پس
--> ( 1 ) - ضامن ساربان . « مترجم » .