بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

895

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

معوذتين را خواندند و در هر مرتبه يك گره واميشد تا آنكه همه گره‌ها واشدند و حضرت را راحت حاصل شد چنان كه گويا كسى از بند نجات يافته و عامه را اعتقاد اين است كه سحر بر آن حضرت اثر ميكرد و روايت كرده‌اند كه « انه صلى اللَّه عليه و إله سحر حتى انه كان يخيل اليه انه فعل الشيء و لم يكن فعله » اما بنا بر مذهب اصحاب اين معنى از اكاذيب باطله است و الا بايد كه قول كفار كه ميگفتند كه « إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً » « 1 » مقرون بصدق باشد با آنكه حق تعالى از آن ابا كرده و فرموده « وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً . انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ » « 2 » و همانا اگر سحره توانند كه كسى را مريض و رنجور گردانند پس قادر خواهند بود بر قتل جمعى از مؤمنين . در اصول كافى خطبه‌اى از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه در آن ذكر حال ائمه و صفات ايشان است و در آن خطبه حضرت بعد از ذكر امام فرموده « مطرودا عنه حبائل ابليس و جنوده ، مدفوعا عنه وقوب الغواسق و نفوث كل فاسق » و اين صريح است كه سحر بر حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله اثر نميكرده ، بنا بر اين حديث طب الأئمه مبنى بر تقيه است « 3 » و صاحب مجمع البيان بعد از نفى تأثير سحر بر آن حضرت در باب توجيه حديث مذكور گفته كه ممكن است كه لبيد يهودى يا دختران او بنا بر اختلاف روايات اجتهاد در سحر حضرت كرده باشند و آنچه از پير و استاد خود در اين باب تعليم گرفته بودند به عمل آورده باشند و فائده‌اى بر آن نديده باشند ، پس حقتعالى بتوسط جبرئيل عليه السّلام پيغمبر خود را از اين معنى خبر داده باشد تا آنكه آن حضرت بفرمايد كه آن سحر را بيرون آورند و اين

--> ( 1 ) - س اسراء ى 47 . س فرقان ى 8 . ( 2 ) - س فرقان ى 8 ، 9 . ( 3 ) - چه مانعى دارد كه دروغ باشد ، مگر لازم است هر افسانه‌اى را بپذيريم و صدور آن را از امام باور كنيم و آن گاه حمل بر تقيه كنيم ! - م