بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
55
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
اند تا دلالت كند بر اينكه دادن اسباب دنيوى سبب تمتع ايشانست در حياة دنيوى بخلاف مادر ثانى كه آن متضمن معنى شرط نيست بنا برين كلمهء فا در خَيْرٌ وَ أَبْقى داخل نشد وَ الَّذِينَ معطوفست به الذين سابق اى : و للذين يجتنبون كبائر الاثم يعنى آن مثوبات دائمه بهتر است براى آنانى كه اجتناب كنند از گناهان بزرك وَ الْفَواحِشَ و از اعمال قبيحه و اين عطف بعض است بر كل وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ضمير هم مبتداست و يغفرون خبر آن و اذا ما غضبوا متعلق است به « يغفرون » و تقدير كلام چنين است كه « و للذين هم يغفرون اذا ما غضبوا » يعنى ثواب خداى تعالى بهتر و پايندهتر است براى جمعى كه ايشان درگذرند هر گاه بغضب آيند و خشمگين شوند و به آب عفو آتش خشم خود را فرو نشانند وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ و براى آنانى كه اجابت كردند مر پروردگار خود را بدانچه مامور شدند از عبادت الهى و تصديق رسالت پناهى . على بن ابراهيم گويد كه اى : استجابوا لربهم فى اقامة الامام وَ أَقامُوا الصَّلاةَ و بپاى داشتند نماز را وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ و كار ايشان مشورت كردنست در ميان يكديگر و استحكام بخشيدن بنيان كارها به صوابديد يكديگر و شورى بر وزن فتيا بمعنى تشاور است يعنى مشورت كردن و چون اين معنى را حق سبحانه و تعالى در مقام مدح مؤمنين آورده معلوم مىشود كه مشورت را رتبه بلند است . على بن ابراهيم آورده كه اى : يشاورون الامام فيما يحتاجون اليه من امر دينهم كما قال اللَّه : وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ « 1 » وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ و از آنچه روزى دادهايم ما ايشان را نفقه ميكنند و بمستحقين ميرسانند بمحض رضاى خداى تعالى وَ الَّذِينَ و براى آنان كه إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ چون برسد ايشان را ستمى از كفار هُمْ يَنْتَصِرُونَ اى هم منتقمون يعنى ايشان انتقام از اهل ستم ميكشند و چون مراد از آيهء وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ اينست كه هر گاه مؤمنين با يكديگر در مقام غضب و خشم آيند از آن مىگذرند و
--> ( 1 ) - س 4 ى 83 .