بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

815

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

خود را و بعد ازين اعلام كرد حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله بر مردم فضل على عليه السّلام را و گفت : هر كس كه بودم من اولى به تصرف در كارهاى او پس على بعد از من اولى به تصرف است در كارهاى او بار خدايا دوست بدار بتوفيق هر كسى را كه على را دوست دارد بقبول ولايت و خلافت او و دشمن دار بخذلان هر كسى را كه على را دشمن دارد بانكار ولايت او و اين قول را به جهت تأكيد و مبالغه سه مرتبه تكرار كردند پوشيده نماند كه مشهور درين آيت « فانصب » بفتح صاد است يعنى تعب كشيدن و اجتهاد نمودن در كارى و بنا بر ظاهر اين حديث بايد كه « فانصب » بكسر صاد باشد بصيغهء امر تا آنكه آن حضرت مأمور باشد بنصب امير المؤمنين عليه السّلام و ميتواند كه اهل بيت طيبين و طاهرين كه جبرئيل امين در خانهء ايشان فروز مىآمده « فانصب » را بكسر صاد ميخوانده باشند بعضى از عرفاء معاصرين گفته‌اند كه « اقول بناء هذه الرواية على انه بكسر الصاد من النصب بالتسكين بمعنى الرفع و الوضع يعنى اذا فرغت من امر التبليغ فارفع علم هدايتك للناس وضع من تقوم به خلافتك موضعك » و ميتوان تأويل احاديث را بنوعى كرد كه منافات با قراءت مشهوره نداشته باشد مثلا « فانصب فى على و خلافته » باشد و « فانصب علمك » به اين تقدير باشد كه « فانصب فى علمك » پس تعب بكش در باب خلافت مرتضى على عليه السّلام و جهد كن در آن و متحمل شو مشاق انكار منكرين خلافت و ولايت او را و صاحب كشاف بنا بر احتمال اول گفته « و من البدع ما روى عن بعضى الرافضة انه قرأ فانصب بكسر الصاد اى فانصب عليا للامامة » و بعد ازين از غايت جهالت و عناد گفته كه « لو صح هذا للرافضى لصح للناصبى ان يقرأه هكذا و يجعله امرا بالنصب الذى هو بغض على و عداوته » يعنى اگر صحيح باشد اينمعنى مر رافضى را هر آينه صحيح خواهد بود مر ناصبى را اينكه فانصب را بكسر صاد بخواند و بگرداند فانصب بكسر صاد را بمعنى امر بنصب كه آن بغض على و عداوت با آن حضرت است و بعضى از فضلا و عرفاء زمان مد اللَّه ظلال افاداته و لا زال كاسمه محسنا فرموده كه « اقول نصب الامام