بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

725

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

و لم يعط احدا من الانبياء مثله » و بعد ازين حديثى از ابو بصير روايت كرده كه او گفت من از حضرت صادق عليه السّلام از آيت « ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ » پرسيدم فرمود خواسته است خداى تعالى ازين جبرئيل را و از آيت « مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ » پرسيدم فرمود خواسته است خداى تعالى ازين رسول اللَّه را صلى اللَّه عليه و إله و بعد ازين فرمود « هو المطاع عند ربه الامين يوم القيمة » بنا برين حديث بايد كه يك كس موصوف به اين صفات نباشد بلكه بعضى از جبرئيل باشد و بعضى از پيغمبر و اينمعنى موجه نمينمايد العلم عند اللَّه و عند اوليائه وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ معطوفست بر « إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ » و جواب ديگر از قسم خواهد بود به اين معنى كه سوگند به اين امور كه نيست محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و إله كه مصاحب شما است ديوانه و از عقل بيگانه بلكه عين عقلست و در تتمهء حديث ابو بصير است كه گفتم من امام عليه السّلام را كه « وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ » چه معنى دارد ؟ فرمود « يعنى ان النبي صلى اللَّه عليه و إله ما هو بمجنون فى نصبه امير المؤمنين عليه السّلام علما للناس » حاصل كلام اينست كه خواسته است خداى تعالى ازين آيت آنكه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله ديوانه نيست در نصب كردن امير المؤمنين عليه السّلام را خليفه براى هدايت مردمان وَ لَقَدْ رَآهُ و هر آينه بتحقيق ديد حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله جبرئيل عليه السّلام را به صورت اصلى بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ بكنارهء ظاهر يعنى به طرف مشرق كه به جهت علو آن نسبت به طرف مغرب ظاهر و هويداست در كتاب خصال از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه افق مبين صحرائيست در پيش عرش كه در آن صحرا نهرهاى جارى باشند و در اطراف آن نهرها قدحهاى بسيار باشند مانند نجوم سماوات كه تا با آن قدحها از آن نهرها آب نوشند بنا بر اين حديث بايد كه اين آيت در باب معراج حضرت باشد وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ و نيست پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله بر غيب كه مراد از آن قرآن و اخبار و احكام آنست بخيل كه تبليغ آن نكند و تعليم ننمايد و بعضى بظنين خوانده‌اند و ظنين مشتق از ظن بمعنى تهمتست نه از ظنى كه متعدى به دو مفعولست و بمعنى گمانست يعنى پيغمبر