بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
714
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و بغفلت نخورى همه از بهر تو سر گشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا بفتح همزهء انا بدل از طعامست و مراد از نظر كردن ايشان در طعام اينست كه نظر كنند به اينكه ما ريختيم آب را ز ابر ريختنى ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا پس بشكافتيم زمين را شكافتنى فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا پس برويانيديم در زمين دانه را چون جو و گندم و ارزن و ماش و غير ذلك وَ عِنَباً و انگور را و چون حبوبات اصلند در غذا بنا برين حب را مقدم آورد و بعد از آن ذكر عنب نمود چه آن هم غذا است و هم فاكهه وَ قَضْباً و برويانيديم رطبه را كه آن را اسپست گويند و چون بعد از كاشتن آن و درو كردن باز سبز مىشود تا چند مرتبه و احتياج بكاشتن جديد ندارد بنا برين مذكور گرديد وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا و برويانيديم درخت زيتون و درخت خرما را وَ حَدائِقَ غُلْباً اى و بساتين كثيرة الاشجار يعنى و برويانيديم باغهاى مشتمل بر درختان بسيار را وَ فاكِهَةً و برويانيديم ميوههاى تر و تازه را و بعضى از عطف فاكهه بر ما سبق استدلال كردهاند كه آنها فاكهه نباشند چه ظاهر عطف تقاضاى مغايرت ميان معطوف و معطوف عليه مىكند و فخر رازى گفته كه و هذا اقرب و ميتواند كه عطف عام بر خاص باشد وَ أَبًّا و على بن ابراهيم گفته « الابّ الحشيش للبهائم » يعنى رويانيديم گياه حيوانات را و مفسرين اب را بمعنى مرعى و چراگاه گرفتهاند و در ارشاد مفيد آورده كه مرويست كه ابو بكر را از معنى اين آيت سؤال كردند و چون آن معنى اب را نميدانست گفت « كيف اصنع ان قلت فى كتاب اللَّه بما لا اعلم » بعد ازين گفت « اما الفاكهة فنعرفها و اما الأب فاللّه اعلم » پس قول او به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيد فرمود « سبحان اللَّه اما علم ان الأب هو الكلاء و المرعى » مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ مفعول له فعل مقدر است يعنى كرديم ما اين امور را از براى نفع بردن شما و چهار پايان شما