بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

709

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كلمهء او را بعضى به معنى واو گرفته‌اند يعنى و پند ميگيرد از مواعظ و نصايح فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى پس نفع رساند او را تذكر و پند گرفتن قال على ابراهيم ثم خاطب عثمان فقال أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى اما آن كس كه مستغنى است بمال خود و رياستى نظر باقوام و عشاير خود دارد پس تو اى عثمان مر او را روى مىآرى و متوجه به او مى - شوى و اگر مقدم بر تو نشيند آن را مكروه نميدارى وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و نيست بر تو مكروهى از اينكه آن مستغنى پاك نباشد از كفر و عصيان على بن ابراهيم در تفسير اين آيه گفته « اى لا تبالى از كياكان او غير زكى » يعنى باكى ندارى تو كه آيا آن مستغنى خوبست يا نه و متحلى بايمانست يا متدنس بكفر غرض اينكه همين غنى را كافى ميدانى در توجه هر چند آن شخص كافر باشد وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى و اما آن كسى كه آمد به تو يعنى ابن ام مكتوم در حالتى كه سعى مينمود و شتاب ميكرد وَ هُوَ يَخْشى و او ميترسيد از عقاب الهى فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى پس تو ازو رو ميگردانى و ملتفت به او نميشوى . آنچه مذكور شد موافق تفسير على بن ابراهيم است و مؤيد اينست آنچه صاحب مجمع البيان گفته كه « و قد روى عن الصادق عليه السّلام انها نزلت فى رجل من بنى امية كان عند النبى عليه السلم فجاءه ابن ام مكتوم فلما رآه تقذر منه اى كره منه و عبس و جمع نفسه و اعرض بوجهه عنه فحكى اللَّه سبحانه ذلك و انكره عليه » و عثمان از بنى اميه بود و اما مخالفين فئهء ناجيه يعنى مجوزين قبايح بر انبيا عبوس را كه از صفات ذميمه است به حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و إله نسبت داده سبب نزول را چنين گفته‌اند كه روزى با صناديد قريش در باب ايمان آوردن ايشان نجوى ميفرمود در اينوقت كه گنجايش آمدن كسى و مشغول ساختن حضرت بامرى ديگر نبود ابن ام مكتوم آمده طلب تعليم معالم دين نمود لهذا حضرت روى مبارك خود را در هم كشيده ازو اعراض كردند پس جبرئيل عليه السّلام اين آيت را نازل گردانيد و گفته‌اند كه هر گاه حضرت ابن ام مكتوم را ميديد اكرام او نموده ميفرمودند كه « مرحبا