بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

691

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

به صورت خنازير و برخى نگونسار باشند و گروهى نابينا و جمعى كر و فرقه‌اى گنگ و جمعى بخايند زبانهاى خود را حالكونى كه چرك و ريم از دهنهاى ايشان سيلان كند و اهل محشر از آن در كراهت باشند و طايفه‌اى دو دست و پا بريده باشند و پاره‌اى از دارهاى آتشين آويخته باشند و گروهى را نتنى باشد كريهتر و بدبوتر از مردار و جمعى را جبه‌ها پوشانند از قطران كه چسبيده باشد به پوست بدن ايشان . و بعد ازين در بيان هر فرقه فرمودند كه اما آنها كه به صورت قرده باشند ايشان سخن‌چينان امت منند و آنها كه به صورت خنازير حرام خوارنند و نگونساران رباخوارانند و كوران ستم كنندگانند در احكام و كران و گنگان آنانند كه در اعمال و افعال خود عجب و تكبر ميورزيدند و آنان كه زبان خود را مىخايند عالمان و قاضيانند كه گفتار ايشان مخالفت كردار ايشان بوده و دست و پا بريدگان آنانند كه همسايگان را آزرده ميكردند و آويختگان از دار آتش آن جماعتند كه در پيش پادشاهان بدى مردم را ميگفتند و مر ايشان را در ورطهء بلاهاى گوناگون ميانداختند و آنان كه بدبوتر از مردارند جمعىاند كه تابع شهوات و لذات بودند و منع ميكردند حق خداى تعالى را از اموال خود و فرقه‌اى كه ملبس به لباس قطرانند آنها اهل فخر و تكبر و نازش‌اند وَ فُتِحَتِ السَّماءُ و شكافته شود آسمان فَكانَتْ أَبْواباً اى فكانت ذات ابواب يعنى پس باشد آن آسمان خداوند درها و ميتواند كه معنى اين باشد كه شكافته شود آسمان پس باشد از كثرت فرجه‌ها همهء آسمان درها و درين صورت احتياج بحذفى نيست « و فى تفسير على بن ابراهيم قوله وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً قال يفتح ابواب الجنان » وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ و روان گردانيده شود كوه‌ها فَكانَتْ سَراباً پس باشد مانند سرابى كه لمعان كند در مفازه و بيابان و اصلا وجودى نداشته باشد إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً بدرستى كه جهنم باشد موضع رصد يعنى موضعى كه خازنان جهنم مترصد باشند كه كفار را در آن موضع درآرند و عذاب كنند و على بن ابراهيم روايت كرده كه مرصادا بمعنى قائمة است يعنى بدرستى كه جهنم باشد قائم و