بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
646
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
كه بىنور مانند يَقُولُ الْإِنْسانُ گويد آدمى يعنى مكذب قيامت يَوْمَئِذٍ در آن روز أَيْنَ الْمَفَرُّ كجاست گريختن من و بكدام طرف گريختن من فائده دارد ؟ بنا بر اين مفر مصدر ميمى به معنى فرار است كَلَّا نه چنانست كه او را از گريختن فائده باشد لا وَزَرَ نيست او را كسى كه از عذاب خداى تعالى پناه دهد إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ بسوى پروردگارتست نه بسوى غير او در آن روز موضع قرار عباد يعنى اگر خواهد موضع قرار ايشان را بهشت گرداند و اگر خواهد دوزخ گرداند يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ خبر داده شود آدمى يَوْمَئِذٍ در آن روز بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ به آنچه پيش كرده از اعمال خير و شر و به آنچه بعد از آن بجا آورده يعنى جميع اعمال او از اول زمان تكليف تا به آخر به او عرض كنند و بر طبق آن جزا و سزا دهند بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ يعنى احتياج بعرض اعمال نيست بلكه آدمى در آن روز بر نفس خود بينا و داناست بشهادت جوارح و اعضاى او وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ و اگر چه آورد براى هر عمل از اعمال عذرهاى خود را از آن انتفاعى نبايد واحدى گويد كه معاذير مانند معاذر جمع معذرتست و صاحب كشاف گفته كه جمع معذره معاذر است و معاذير اسم جمعست و جمع معذره نيست . [ سوره القيامة ( 75 ) : آيات 16 تا 25 ] لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ( 16 ) إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ( 17 ) فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ( 18 ) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ ( 19 ) كَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ ( 20 ) وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ ( 21 ) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ ( 22 ) إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ( 23 ) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ ( 24 ) تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ ( 25 ) لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ حركت مده اى محمد بواسطهء خواندن قرآن زبان خود را پيش از آنكه جبرئيل از آن فارغ شود لِتَعْجَلَ بِهِ تا تعجيل كنى بفرا گرفتن آن از خوف آنكه مبادا از خاطر تو برود إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ بدرستى كه بر ماست