بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
37
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
چيزى و ميتواند كه كاف بمعنى خود باشد و مراد از آن مبالغه باشد در نفى مثل زيرا كه هر گاه مثل مثل او يافت نشود بطريق اولى مثل او نيز يافت نخواهد شد . ذات تو را صورت و پيوند نيست * تو بكس و كس به تو مانند نيست وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ و اوست شنوا و بينا و دانا بجميع اشيا لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و مر او راست كليدهاى خزائن آسمانها و زمين يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ گشاده مىگرداند روزى را براى هر كه خواهد وَ يَقْدِرُ و تنك ميسازد براى هر كه خواهد بر طبق مصلحت إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ بدرستى كه او سبحانه و تعالى به همه چيز از دقايق قبض و بسط ارزاق و لايق بودن هر كس هر كدام از آن را داناست شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ بيان كرد و روشن ساخت خداى تعالى براى شما از دين ما وَصَّى بِهِ نُوحاً آنچه وصيت كرده بود يعنى فرموده بود به آن نوح عليه السّلام را وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ و آنچه وحى كرديم به تو اى محمد وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى و آنچه فرموده بوديم به آن اين سه پيغمبر عظيم الشأن را عليهم السلام أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ كلمهء ان تفسير « ما وصى » مىكند يعنى آنچه وصيت كرديم و فرموديم تو را و انبياء سابق را اينست كه بپاى داريد دين را يعنى اصولى را كه مشتركست در ميان شما و از جملهء آن اقرار بولايت اوصياء بر حقست . گفتهاند كه أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ ميتواند كه محلا منصوب باشد يا مجرور باشد يا مرفوع باشد ، اما نصب بنا بر آنكه بدل از مفعول شرع باشد و اما جر بنا بر آنكه بدل از ضمير مجرور در به باشد و اما رفع بنا بر آنكه كلام مستأنف باشد ، گويا سايلى سؤال كرده كه : و ما ذلك المشروع ؟ در جواب فرموده : المشروع أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ و پراكنده مشويد و اختلاف نكنيد درين اصل هر چند در فروع شرايع بحسب اختلاف از منه اختلاف مىشود لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ دشوارست بر شرك آرندگان آنچه ميخوانى تو ايشان را بسوى آن از توحيد و اخلاص و نفى شرك اللَّهُ