بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

616

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا و دور شو از ايشان دور شدنى نيكو يعنى بدل و زبان با ايشان مخالفت كن و بمدارا با ايشان سلوك نما و چون مهمات عباد محصور در دو چيز است يكى معاملهء ايشان با خداى تعالى دوم با خلق و اول اتم است بنا برين حق تعالى در اول سوره اشارت به اول كرد و در اينجا اشاره بثانى و درين آيت حق تعالى پيغمبر خود را مؤدب بآداب الهى ميگرداند و اينمعنى را منافاتى با جهاد نيست تا آنكه آيهء قتال ناسخ اين باشد چنانچه بعضى گفته‌اند و فخر رازى گفته كه « و هذا اصح اى عدم النسخ اصح بالنسبة الى النسخ » وَ ذَرْنِي اى اتركنى وَ الْمُكَذِّبِينَ يعنى ترك كن اى محمد مرا و آنانى را كه تكذيب كنندگان تواند بنا برين و المكذبين معطوفست بر مفعول و ذرنى و ميتواند كه واو بمعنى مع باشد يعنى بگذار مرا با آنانى كه تكذيب كننده‌اند مر تو را كه من دل تو را از تشويش ايشان فارغ خواهم گردانيد و همه را در معرض قتل و اسر خواهم در آورد أُولِي النَّعْمَةِ آن تكذيب كنندگانى كه خداوند ان تنعم دنيوىاند وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا و مهلت ده ايشان را مهلت دادنى در زمان اندك « و فى اصول الكافى عن محمد بن فضيل عن ابى الحسن الماضى عليه السّلام قال قلت فاصبر على ما يقولون قال : ما يقولون فيك و اهجرهم هجرا جميلا و ذرنى يا محمد و المكذبين بوصيك اولى النعمة و مهلهم قليلا قلت ان هذا تنزيل قال نعم » يعنى محمد بن فضيل گفت كه من از حضرت موسى الكاظم عليه السّلام معنى آيهء وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ تا آخر پرسيدم حضرت فرمود مراد از ما يقولون آن سخنانيست كه قريش در حق تو اى محمد ميگفتند كه تو ساحرى و كاهنى و امثال آن و مراد از مكذبين تكذيب كنندگان بوصى تواند كه قبول وصايت و خلافت او نميكنند و بعد ازين محمد بن فضيل گفت كه از حضرت پرسيدم كه آنچه فرموديد كه و المكذبين بوصيك تنزيل است يا تأويل ؟ حضرت فرمودند كه تنزيل است إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا انكال جمع نكل بكسر نونست بمعنى بند گران يعنى بدرستى كه نزد ماست در آخرت بندهاى گران براى مكذبين وَ جَحِيماً و آتش سوزان وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ و طعامى كه خداوند غصه باشد يعنى طعامى كه حلق ايشان را بگيرد نه فرو رود نه بيرون آيد به جهت خشونت آن وَ عَذاباً أَلِيماً و عذابى دردناك مخالف انواع سابقه