بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

578

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

نموده‌اند الَّتِي تُؤْوِيهِ آن مادر يا آن عشيره كه جاى داده‌اند او را نزديك خود و مطلع احوال او بوده وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً و فدا دهد آنچه در زمين است همهء آن را ثُمَّ يُنْجِيهِ پس نجات بخشد او را از آن خدا كَلَّا نه چنانست كه آن فدا او را از عذاب نجات دهد إِنَّها بدرستى كه آتش دوزخ كه مجرم بواسطهء خلاصى خود از آن جان و مال خود را فدا ميدهد لَظى شعلهء سوزانست نَزَّاعَةً لِلشَّوى منصوب بفعل مقدر است اى اعنى نزاعة للشوى و در شوى اختلافست بعضى گفته‌اند كه شوى پوست سرست و برخى ديگر گفته‌اند كه شوى اطراف آدميست مثل يدور جل و امثال آن يعنى ميخواهيم از لظى نزع كنندهء پوست سر را يا نزع كنندهء اطراف را على بن ابراهيم گفته كه تنزع عينه و تسود وجهه تَدْعُوا بخواند يعنى جذب كند آتش جهنم نزد خود و بسوزاند مَنْ أَدْبَرَ كسى را كه پشت كرده باشد از ايمان وَ تَوَلَّى و روى گردانيده باشد از اطاعت و قبول فرمان وَ جَمَعَ فَأَوْعى و فراهم آورده باشد مال دنيا را پس نگاهداشته باشد آن را در وعايى و ظرفى بدون اخراج حقوق واجبه از خمس و زكات و غير آن [ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 19 تا 25 ] إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ( 19 ) إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً ( 20 ) وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً ( 21 ) إِلاَّ الْمُصَلِّينَ ( 22 ) الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ ( 23 ) وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ ( 24 ) لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ ( 25 ) إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً بدرستى كه آدمى آفريده شده بسيار حريص و كم صبر احمد بن يحيى نقل كند كه عبد اللَّه بن طاهر از من پرسيد كه هلوع چيست ؟ گفتم هيچ تفسيرى از براى هلوع اوضح از تفسيرى نيست كه حق سبحانه و تعالى فرموده كه إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً يعنى چون برسد او را فقر و فاقه بسيار جزع كننده است و چون برسد به او غنى و وسعت بسيار منع كننده است نفس خود را از اداى حقوق الهى حاصل كلام اينست كه چون جزع و بيصبرى در كارها و حب مال و عدم صرف آن در راه رضاى