بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
29
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
بكنيد كيست گمراهتر از شما ؟ ليكن وضع ظاهر بجاى ضمير نمود تا بيان كند كه حال ايشان عداوت و مخالفت با حق است و تا دليل باشد براى انكار ايشان زيرا كه شقاوت بعيد موجب كفر و انكار حق است سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ زود باشد كه بنمائيم ما بايشان قدرت خود را در اقطار سماوات و ارض وَ فِي أَنْفُسِهِمْ و در نفسهاى ايشان از لطايف صنعت و بدايع حكمت . چون آفاق مقابل انفس واقع شده پس بحسن مقابله بايد كه مراد از آفاق غير انفس باشد چنانچه در ترجمه مذكور شد حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ تا ظاهر گردد مر ايشان را اينكه خداى تعالى حقست و غير او باطل و عاطل أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ آيا كفايت نميكند پروردگار تو أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ اينكه او بر همه چيز گواهست . بعضى از مفسرين اين آيه را اين چنين تفسير كردهاند كه زود باشد كه آيات قدرت ما را در آفاق و انفس كه پيغمبر خبر از آنها ميدهد بنمائيم به اين جماعت منكرين در خارج ، تا معلوم ايشان شود كه پيغمبر بر حقست و خبر در غير واقع نميدهد آيا كافى نيست پروردگار تو اينكه او شاهد است يعنى محقق و مثبت نبوت تست باظهار آيات و علامات و محققين حكما گفتهاند كه آيهء كريمهء سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ بمشرب عوام اهل نظر است كه مدار آنها استدلال از معلول بعلتست كه آن را دليل انّى گويند . و فى كل شىء له آية * تدل على انه واحد و آيهء أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ اى أ و لم يكفك شهادة ربك على كل شىء دليلا ، بمذاق خواص اهل نظر است كه از علت پى بمعلول مىبرند كه آن را دليل لمّى گويند ، از اين جهتست كه درين مقام لفظ خطاب بر او يافته و چون حق سبحانه و تعالى را علتى نميباشد بلكه او علت جميع علل است چنانچه شيخ ابو على تصريح كرده و گفته « لا برهان عليه بل هو البرهان على كل شىء » بنا برين توجيه برهان