بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
512
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
ميجويى بدين تحريم و منع خوشنودى ، زنان خود را با آنكه بر ايشان واجب است كه در تحصيل مرضيات تو سعى نمايند و در روايات خاصه و عامه آمده است كه سبب نزول اين آيت اين بود كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله در خانههاى بعضى از ازواج خود كه تشريف ميبردند ماريهء قبطيه به جهت خدمت همراه آن حضرت ميبود اتفاق روزى كه در خانهء حفصه بود رخصت حاصل كرده بديدن پدر خود رفته بود حضرت در غيبت او با ماريه صحبت داشتند حفصه بعد از مراجعت اين معنى را دريافته گفت يا رسول اللَّه در روز من و در خانهء من و در فراش من با غيرى صحبت داشتى و مراعات حرمت من نكردى ؟ حضرت از روى حيا فرمود بيش ازين گفتگو مكن كه من ماريه را براى رضاى تو از خود منع كردم و به خدا قسم كه ديگر با او نزديكى نخواهم كرد ازينجهت اين آيه نازل گرديد و اين آيه دلالت بر صدور كبيره و صغيره از آن حضرت ندارد زيرا كه ممنوع ساختن نفس خود از مستلذات بسببى يا بدون سببى در تحت ذنب داخل نيست و اصلا قباحت ندارد بلكه چون متضمن قطع مشتهيات نفسانى و التزام رياضات است موجب ثواب و رفع درجات خواهد بود و بعيد نيست كه ذكر اين خطاب به جهت توجع باشد براى آن حضرت چه آن حضرت بواسطهء رضاى ازواج متحمل اين نوع مشقت شده بود و اگر چه قبحى نداشت و شبهه نيست در اينكه اگر شخصى جهت رضاى بعضى ازواج منع بعضى ديگر كند يا طلاق دهد جايز است كه او را گويند كه چرا چنين كردى و چرا خود را بمشقت انداختى با وجود آنكه اين فعل قبيح نيست وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ و خداى تعالى آمرزندهء مهربانست قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ بتحقيق مشروع ساخته و بيان كرده است خداى تعالى براى شما تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ گشودن قسمهاى شما را يعنى كفارتى براى قسم شما مقرر كرده كه بسبب آن كفاره اگر خلاف قسم كنيد معاقب نگرديد وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ و خداى تعالى ناصر و متولى كارهاى شماست و آنچه صلاح شما در آن باشد براى شما مقرر مىكند وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ و اوست دانا به صالح عباد و كار او بحكمت و مصلحت ( ج 4 : 32 )