بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

513

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

است بعضى گفته‌اند كه حضرت كفارت يمين بنده آزاد كرد و مراجعت بماريهء قبطيه نمود و اصحاب ما بر آنند كه اگر سوگند واقع شود بر امر مباح و بعد از آن اتيان بر آن نمايد موجب اثم و كفارت نيست و آزاد كردن بنده اگر ثابت شود بطريق ندب خواهد بود و در كافى از محمد بن قيس روايت كرده كه من از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام پرسيدم كه حضرت كفارهء قسم چه چيز داد ؟ فرمود اطعام ده مسكين كرد هر مسكينى مدّى و ايضا در روايات عامه و خاصه آمده كه بعد از منع حضرت ماريهء قبطيه را از خود و اجراى قسم بر طبق آن بحفصه گفت اين راز را مخفى دار و راز ديگر نيز با تو ميگويم و در اخفاى آن نيز بكوش « فان انت اخبرت به فعليك لعنة اللَّه و الملائكة و الناس اجمعين » يعنى پس اگر خبر كنى كسى را به آن راز بر تو باد لعنت خداى تعالى و ملائكه و جميع مردمان و فرمود راز اينست كه بعد از من ابو بكر خليفه و مالك ازمهء امت من خواهد گرديد و بعد از او پدر تو . حفصه گفت اين خبر از كجا به تو رسيده ؟ حضرت فرمود « نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ » و حفصه تاب حفظ اسرار سيد الأبرار صلوات اللَّه عليه و آله نياورده هر دو سرّ را بعايشه گفت . . . عايشه اظهار اين معنى به پدر خود كرد و پدر او ابو بكر نزد عمر آمده او را تأكيد در تحقيق اين مقدمه نمود پس عمر پيش دختر . . . خود حفصه آمده بر حقيقت اينسخن استفسار نمود حفصه اول انكار كرد و چون عمر گفت كه اگر اين مژده حق باشد بما بگو كه ما قبل از وقوع در فكر تمشيت اسباب آن باشيم حفصه درين وقت اقرار كرد كه من اين راز را از حضرت شنيدم و مرا بر كتمان آن امر فرمود پس ابو بكر و عمر و عايشه و حفصه اتفاق كردند كه حضرت را مسموم گردانند درين اثنا جبرئيل عليه السّلام نازل شده حضرت را بر حقيقت حال اطلاع بخشيد ازينست كه حق تعالى ميفرمايد كه : وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ ياد كن وقتى را كه راز گفت پيغمبر رفيع القدر بسوى بعضى از زنان خود كه حفصه دختر عمر بن خطابست حَدِيثاً سخنى را كه