بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

505

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

ضرورت شود و بيرون روند وَ إِنْ كُنَّ و اگر باشند زنان مطلقهء شما خواه طلاق به اين باشد و خواه طلاق رجعى أُولاتِ حَمْلٍ صاحبان آبستن يعنى حامله باشند فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ پس نفقه كنيد بر ايشان حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ تا آنكه بنهند بار خود را و بزايند فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ پس اگر شير دهند زنان مطلقه فرزند را براى شما فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ پس بدهيد بايشان مزدهاى شير دادن ايشان را وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ ايتمار در لغت امر كردن بعضى است مر بعضى ديگر را يعنى و بايد كه امر كند بعضى از شما و بعضى ديگر را بِمَعْرُوفٍ به كارهاى نيكو يعنى بايد كه پدران و مادران در باب رضاع فرمان يكديگر برند و با هم موافقت كنند و والد در اجرت المثل مماكسه نورزد وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ و اگر سخت گيرى كنيد و با هم مخالفت نمائيد به اين قسم كه مادر زياده از اجرة المثل طلب كند فَسَتُرْضِعُ پس زود باشد كه شير دهد آن فرزند را لَهُ براى پدر آن طفل أُخْرى اى مرضعة اخرى يعنى شير دهندهء ديگر كه راضى باجرت المثل باشد مراد آنست كه واجبست پدر طفل را كه دايه بواسطهء شير دادن فرزند خود بگيرد يا آنكه كنيزى بخرد و مادرش را واگذارد لِيُنْفِقْ بايد كه نفقه دهد ذُو سَعَةٍ صاحب توانگرى و مال ، زن مطلقهء خود را مِنْ سَعَتِهِ از مال خود وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ و هر كه تنك گردانيده شده باشد بر او روزى او فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ پس بايد كه نفقه دهد مطلقه را از آنچه داده است او را خداى تعالى و مراد آنست كه نفقه‌هاى زنان مطلقه كه مأمور شده‌اند شوهران بآن‌ها ، بر توانگر به قدر توانگرى او واجبست و بر درويش به قدر درويشى او چنان كه جاى ديگر فرموده كه « عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ » « 1 » و تفسير اين گذشت لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها تكليف نكند خداى تعالى هيچ نفسى را مگر به آنچه داده است آن نفس را و تكليف ما لا يطاق نكند سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً زود باشد كه بگرداند پس از دشوارى و تنگى معيشت آسانى و توانگرى و وسعت معيشت را و درين آيه تسلى است مر منفق و منفق عليه را .

--> ( 1 ) - س 2 : بقره ، ى 236