بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
499
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
مذكور شد حدهاى خداى تعالى يعنى اموريست كه او تعيين كرده وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ و هر كه در گذرد از حدهاى خداى تعالى فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ پس بتحقيق ستم كرده بر نفس خود اين دو جمله اشارتست به ترتيب دليلى به صورت شكل اول جهت اثبات آنكه مخالفت احكام مذكوره ظلم است بر نفس و بعد ازين حق تعالى دليل به جهت نهى بر اخراج و خروج ميآورد و ميفرمايد كه لا تَدْرِي ندانى تو اى نفس عواقب امور را لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً بتحقيق كه خداى تعالى واقع گرداند پس ازين طلاق رجعى چيزى را كه آن رجعت است يعنى بعد از طلاق شايد خداى تعالى محبت زوجه را در دل شما اندازد و آن باعث شود كه شما رجوع كنيد پس زنان مطلقه را از خانهء خود بيرون مكنيد كه بعد ازين ناده خواهيد شد از طلاق دادن و قصد رجعت خواهيد كرد و اين صورت ادخل است در رجعت ايشان فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ پس چون مشرف شوند آن زنان به آخر عدهء خود فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ پس نگاهداريد ايشان را يعنى رجعت كنيد بنيكويى و بطريق مشروع كه آن معاشرت با آنهاست و نفقه دادن ايشان چنانچه مناسب حال ايشانست أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ يا آنكه جدا شويد از ايشان و رجوع نكنيد بايفاء حق بملايمت نه بر وجه ايذا و اهانت كلمهء او براى تخيير است ميان امرين مذكورين يعنى مختاريد ميان امساك و افتراق هر كدام را كه خواهيد بجا بياريد پس اين آيه دالست بر جواز رجوع ازواج بزنان مطلقهء رجعيهء خود وَ أَشْهِدُوا عطف است بر قول خداى تعالى كه در آيهء سابقه فرموده فطلقوهن لعدتهن زيرا كه مقصود بالذات درين مقام بيان طلاقست و ذكر احكام ديگر تطفلست يعنى پس چون طلاق دهيد گواه گيريد در طلاق بطريق وجوب ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ دو مرد عادل را از ميان شما كه اهل ايمان و اسلاميد و فى تفسير على بن ابراهيم « قوله وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ معطوف على قوله إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ » و فى الكافى « قال ابو الحسن موسى عليه السّلام لابى يوسف القاضى ان اللَّه تبارك و تعالى امر فى كتابه بالطلاق و اكد فيه