بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

425

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

ديگر در تحصن كوشيدند و چون فائده از آن نديدند راضى بقول حضرت شدند ليكن حضرت درين وقت راضى به آن نشده فرمودند كه خروج بدون مال شما را رخصت است و اگر معلوم شود كه چيزى از مال خود بيرون برده‌ايد سر شما بر سر آن مال خواهد رفت پس لا علاج همه راضى شدند و از اطراف مدينه بيرون رفتند بعضى از ايشان بوادى القرى رفتند و بعضى به اطراف شام رفته در آنجاها سكونت اختيار كردند حق سبحانه و تعالى ازين حكايت خبر ميدهد و ميفرمايد كه : هُوَ الَّذِي اوست آن خدايى كه أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا بيرون كرد آنان را كه نگرويدند و نقض عهد خود كردند مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل كتاب تورية يعنى يهود بنى النضير مِنْ دِيارِهِمْ از منازل ايشان كه در اطراف مدينه داشتند لِأَوَّلِ الْحَشْرِ اى : فى اول الحشر يعنى در اول راندن ايشان از بلاد عرب و حشر بمعنى اخراج جمعى است از مكانى بمكانى ديگر و اوليت اخراج به اين اعتبار است كه اين نوع مذلت و خوارى و اخراج از منازل ايشان بارض شام قبل ازين بايشان نرسيده بود و حشر ثانى نيز در ارض شام خواهد بود در وقت قيام قيامت چنانچه در روايات آمده اللَّه اعلم ما ظَنَنْتُمْ گمان نداشتيد شما اى مؤمنين و اصحاب خير المرسلين صلوات اللَّه عليه و آله اجمعين أَنْ يَخْرُجُوا اينكه بيرون روند قوم بنى النضير از اطراف مدينه به جهت كثرت عدد و عدت ايشان وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ و گمان كردند اينكه ايشان منع كنندهء ايشانست حصارهاى استوار ايشان از عذاب خداى تعالى و اصلا بخاطر ايشان نميگذشت كه فائده‌اى بر حصون و حصار مترتب نخواهد شد مخفى نماند كه تقدير مضمون آيه چنين است كه « و ظنوا ان حصونهم مانعتهم من بأس اللَّه و عذابه » يعنى و گمان كردند ايشان اينكه حصارهاى ايشان مانع ايشانست از عذاب خداى تعالى و چون ايشان را اعتقاد تام بر بزرگى نفس خودشان بود اشارت برين معنى كرده حق تعالى وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ فرموده و ضمير جمع را كه راجع بر ذوات ايشانست اسم انّ گردانيد و جمله را به آن مسند ساخت و نيز چون ايشان را