بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

395

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

باشد لهذا حضرت امام عليه السّلام در جواب اين دغدغه فرمودند كه واحدة مقدمة و واحدة مؤخرة يعنى يكى ازين دو آيه بحسب نزول مقدمست و ديگرى مؤخر و اتصال در عهد عثمان كه جامع قرآن بود اتفاق افتاد و اين چنين نيست كه اين دو آيه چنانچه اتصال كتبى دارند اتصال نزولى نيز داشته باشند تا بايد كه هر دو خطاب بيك جماعت باشد و كلمهء لا در هر دو آيه بيك معنى باشد و بنا برين مقدمه و مؤخره بفتح دال و را خواهد بود و بعضى از اجلاء معاصرين مترجمين كافى مقدمة و مؤخرة را بكسر دال و را خوانده به اين معنى كه يكى ازين دو آيه تقديم كنندهء جمعى و در باب مدح آنهاست و آيهء ديگر تأخير كنندهء جمعى و در باب مذمت آنهاست و بعد ازين گفته كه قرآن مجيد مشتمل است برين نوع كلام كه مخاطب در فقرهء اولى غير مخاطب در فقرهء ثانيه باشد مثل آيهء « يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ » « 1 » كه « يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا » خطاب به حضرت يوسف عليه السّلام است و « اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ » خطاب بزليخا زوجهء ملك مصر و چون حب جاه و مغرور شدن بحطام دنيا از خصال ذميمه است ازينجهت بعد از آيهء سابقه ميفرمايد كه وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ و خداى تعالى دوست نميدارد هر تكبر كننده و فخر نماينده بمستلذات فانيهء دنيوى را الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ ميتواند كه بدل كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ باشد و درين صورت وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ به اين تقدير است كه « و اللَّه لا يحب الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل » يعنى و خداى تعالى دوست نميدارد آن جماعتى را كه بخل ميورزند و اداى حقوق واجبهء خود نمينمايند و با وجود بخل خود مردمان را نيز مأمور ببخل ميسازند و بنا برين وقف بر فخور جايز نيست و ميتواند كه الذين يبخلون كلام مستأنف باشد به اين تقدير كه : الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل فاللّه هو الغنى عن انفاقهم يعنى آنان كه بخل ميورزند و امر

--> ( 1 ) - س 12 : يوسف ، ى 29