بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

11

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

عرفناهم وجوب الطاعات و تحريم المعاصى فاستحبوا العمى على الهدى و هم يعرفون » هدايت كرديم قوم ثمود را يعنى شناسانيديم طاعات واجبه و معاصى منهيه را بقوم ثمود پس ايشان با وجود شناسايى اختيار كفر بر ايمان كردند فَأَخَذَتْهُمْ پس فرا گرفت ايشان را صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ صاعقه كه آن عذاب خوار كننده است و اضافهء صاعقه به عذاب بطريق مبالغه است زيرا كه صاعقه نفس عذاب نيست بلكه مستلزم عذابست و آن صاعقه صيحهء جبرئيل بود كه در طرفة العينى همه به آن هلاك گرديدند بِما كانُوا يَكْسِبُونَ بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند از تكذيب صالح و عقر ناقه وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا و نجات داديم از آن صاعقه آنان را كه ايمان بصالح آورده بودند وَ كانُوا يَتَّقُونَ و بودند ايشان كه پرهيز ميكردند از ارتكاب منهيات الهى كه مستلزم صاعقه است . و بعد از اين ، احوال مطلق كافران را بيان مىكند كه وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ و ياد كن اى محمد آن روزى را كه حشر كرده شوند دشمنان خداى تعالى بسوى آتش دوزخ فَهُمْ يُوزَعُونَ پس باز داشته شوند اولين ايشان تا آنكه ملحق شوند بايشان آخرين ايشان چنانچه در حديث در تفسير فَهُمْ يُوزَعُونَ وارد شده كه : اى يحبس اولهم على اخرهم حَتَّى إِذا ما جاؤُها كلمهء ما زايد است اى : حتى اذا جاءوها يعنى تا آنكه چون بيايند به آتش دوزخ و پرسيده شوند از گناهانى كه كرده‌اند و ايشان انكار آن نمايند چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه « نزلت فى قوم تعرض عليهم اعمالهم فينكرونها فيقولون ما عملنا شيئا منها » شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ گواهى دهند بر ايشان گوشهاى ايشان كه دعوت حق را شنيديم وَ أَبْصارُهُمْ و ديده‌هاى ايشان كه آيات داله بر وحدانيت خداى تعالى را ديديم وَ جُلُودُهُمْ و پوستهاى ايشان يعنى جوارح ايشان مانند يدين و رجلين و فروج بِما كانُوا يَعْمَلُونَ به آنچه بودند كه عمل ميكردند در دنيا . بمقتضاى حديث صادق عليه السّلام چنانچه على بن ابراهيم رحمه اللَّه تعالى روايت كرده مراد از بِما كانُوا يَعْمَلُونَ غصب حق امير المؤمنين عليه السلامست