بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

344

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

افنان بمعنى الوانست يعنى خداوندان الوان نعمت‌اند فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ فِيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ در آن دو جنت دو چشمه است كه جارى ميشوند ميان اشجار آن گويند يكى را چشمهء تسنيم گويند و ديگرى را چشمهء سلسبيل فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ در آن دو جنت از هر نوع ميوه‌ها دو صنف باشند يكى معروف و مشهور در دنيا و ديگرى غير معروف كه كسى آن را نديده يا يكى رطب و ديگرى يابس مانند عنب و زبيب يعنى انگور و مويز فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ حالست و عامل آن محذوف به اين تقدير كه يتنعمون متكئين على فرش يعنى تنعم ميكنند آن خايفين حالكونى كه تكيه كنندگان باشند مانند سلاطين ذى شان بر فرشها و تكيه‌هاى كه آسترهاى آن از ديبا باشد و هر گاه آستر از ديبا باشد بيقين روى آن از پارچه‌اى خواهد بود كه بهتر از ديبا باشد و بعضى گفته‌اند كه بطائن از استبرق و ظهائر از سندس است . حق اينست كه در مثل اين امور اگر از اهل عصمت سلام اللَّه عليهم اجمعين حديثى وارد شده باشد به آن اعتقاد كنند و اگر وارد نشده باشد حقيقت آن را بعلم كامل الهى جلت نعماؤه واگذارند وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ و ميوهء اين دو بهشت كه چيده شود نزديكست به زمين بهشت بر وجهى كه دست قائم و قائد و مضطجع به آن رسد گويند كه ميوه‌هاى اشجار بهشت محاذى افواه بهشتيانست كه هر گاه آرزوى آن كنند بافواه ايشان رسد فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ در آن دو جنت و در آنچه آن دو جنت مشتمل بر آنند از قصور و فرش حوران كوتاه چشم باشند كه چشم فرو خوابانيده‌اند از نگريستن به غير شوهران خود و به شوهران خود گويند « الحمد للَّه الذى جعلنى زوجك و جعلك زوجى » يعنى شكر مر خداى را كه گردانيد مرا زوجهء تو و گردانيد تو را زوج من ، على بن ابراهيم در تفسير قاصرات الطرف روايت كرده كه « الحور العين يقصر الطرف عنها من ضوء نورها » يعنى حور العين قاصرند چشمها از ديدن آنها از زيادتى روشنى نور آنها چنانچه از شدت