بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
324
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
برات خلاصى از عذاب در كتابهاى سماوى أَمْ يَقُولُونَ آيا ميگويند مشركين قريش كه نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ ما جماعتيم انتقام كشنده از اعدا و نصرت كننده يكديگر را ؟ ايراد منتصر بلفظ مفرد با آنكه مقام ايراد جمعست باعتبار لفظ جميع است كه مفرد است اگر چه در واقع اسم جماعتست و حاصل اين دو استفهام مانند استفهام سابق براى انكار است به اين معنى كه نه ايشان را برات خلاصى از عذابست و نه جمعى نصرت يكديگر توانند داد در منع عذاب نازله بر ايشان اگر چه از پيش خود ميگويند كه ما جماعتيم كه نصرت يكديگر مىكنيم و نميگذاريم كه بقيد عذاب افتيم سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ زود باشد كه هزيمت كرده شوند جميع كفار وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ و برگردانند هر يك از آنها پشت خود را از حرب و فرار نمايند و چون مراد تولى كل واحد است بنا بر اين دبر را بصيغهء افراد آورد و اين آيه از دلائل نبوتست و يكى از معجزات آن حضرت زيرا كه اين مقدمه بعد از مدتى در واقعهء بدر بظهور آمد پس اين معنى اخبار بغيب است و اخبار بغيب از جملهء معجزه است ليكن به همين قتل و فرار كه در بدر بوقوع آمد اكتفاء نخواهد شد بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ بلكه روز قيامت وعدگاه عذاب اصلى ايشان است و آنچه در دنيا مىبينند نمونهاى از آنست وَ السَّاعَةُ أَدْهى و قيامت و عذاب آن سختتر است از قتل و اسر روز بدر وَ أَمَرُّ و تلختر و ناخوشتر از آن . [ سوره القمر ( 54 ) : آيات 47 تا 55 ] إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ ( 47 ) يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ( 48 ) إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ( 49 ) وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ( 50 ) وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ( 51 ) وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ ( 52 ) وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ ( 53 ) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ ( 54 ) فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ( 55 ) .