بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

298

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

ايشان تر و تازه باشد و ميسوزاند آن را به خدا قسم كه فتنه و آزمايش مردم به اين دو ظالم در زمان خلافت ناحق ايشان سخت‌ترست از فتنهء گوساله و سامرى در زمان موسى عليه السّلام و در كتاب كمال الدين و تمام النعمه در ضمن حديث طويلى از امام محمد تقى عليه السّلام روايت كرده كه « فاذا دخل القائم المدينة أخرج اللات و العزّى فاحرقهما » و چون مشركين قريش ميگفتند كه ملائكه دختران پروردگار عالمند پس در ردّ ايشان ميفرمايد كه أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى آيا مر شما راست پسر و مر خداى تعالى راست دختر تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى اين قسمت هنگامى كه چنين باشد قسمتى است باطل و از سمت اعتدال مائل چه بهتر را براى خود اختيار ميكنند و زبونتر را براى پروردگار عالميان ضيزى فعلى است از ضيز بمعنى جور و فعلى وصفى بكسر فا نيامده و كسر ضاد به جهت ملاقات ياست إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ نيست اين اسما كه شما اصنام را به آن ميخوانيد مثل لات كه ماخوذ از اللَّه باشد و عزى از اعزّ و مناة از منى مكر اسمى چند كه نام نهاده‌ايد به آن اسما اين اصنام را شما و پدران شما ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فرو نفرستاده خداى تعالى به آن اسما هيچ حجتى و برهانى يعنى نيست مر شما را از جانب خداى تعالى بر صحت تسميه به اين اسامى دليلى بلكه بمحض خواهش نفس وضع اين اسما براى اين اصنام كرده‌ايد و بعضى مفسرين گفته‌اند كه « ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها اى بعبادتها من حجة و برهان » و بعد ازين التفات از خطاب بغيبت نموده ميفرمايد كه إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ پيروى نميكنند اين مشركان مكر گمان باطل خود را وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ و آنچه را كه آرزو مىكند و خواهش مينمايد نفسهاى ايشان بمحض وسوسهء شيطان وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى و هر آينه بتحقيق آمده است بديشان از جانب پروردگار ايشان ارشاد و بيان بوسيلهء رسول و قرآن و ايشان با وجود وضوح هدايت و ارشاد ترك آن كرده از روى عناد بر كيش باطل خود اصرار نمودند أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى آيا مر آدمى راست يعنى كافر را آنچه آرزو كند از شفاعت اصنام و غير آن ؟ و ميتواند كه مراد از انسان