بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
290
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
آنچه در شأن ابن عم خود ميگويد مگر از روى خواهش نفس . پس اين آيه نازل گرديد كه « وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما هوى يعنى فى محبة على بن ابى طالب وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى » يعنى فى شأنه ابن مغازلى شافعى در كتاب مناقب در تفسير آيهء : وَ النَّجْمِ إِذا هَوى از ابن عباس نقل كرده كه او گفت ما با جماعتى از جوانان بنى هاشم نزد پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله نشسته بوديم كه كوكبى انقضاض نمود ، حضرت فرمود كه اين كوكب در منزل هر كس افتاده باشد فهو الوصى من بعدى پس آن جوانان برخاستند و نظر كردند و ديدند كه آن كوكب در منزل على بن ابى طالب افتاد ، پس قائلى گفت : يا رسول اللَّه تو در محبت على گمراه شدى . فانزل اللَّه : وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى . و به اين مضمون در احاديث اهل بيت عليهم السلام نيز متكرر الورود است . و بعد از اين در صفت پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله و در باب معراج آن حضرت ميفرمايد كه ذُو مِرَّةٍ يعنى پيغمبر صاحب مرهء سوداء صافيه است و از حضرت امام رضا عليه التحية و الثناء مرويست كه « ما بعث اللَّه نبيا الا صاحب مرة سوداء صافية » مراد از مرهء سوداء صافيه خلط سياه صافيست كه آن اصلح و انفع به حال انسانست وحدت طبع و دقت نظر از آن باشى مىشود و گفتهاند كه آن كنايه از قوت غضبيست كه صافى باشد از دو رذيلهء افراط و تفريط و مراد از آن شجاعتست اللَّه اعلم فَاسْتَوى پس راست ايستاد پيغمبر در ليلة المعراج وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى حالكونى كه پيغمبر در جاى بلند بود كه آن فوق سدرة المنتهى است على بن ابراهيم گويد كه مراد از نجم حضرت رسالت پناه است و معنى آيه اينست كه قسم بمحمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و إله كه در ليلة المعراج صعود به آسمان نمود يا از آنجا نزول كرد زيرا كه هوى اگر مشتق باشد از هوى بفتح ها بمعنى سقوط خواهد بود و اگر مشتق از هوى بضمها باشد بمعنى صعود خواهد بود و ضمير هو را در إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى راجع به قرآن داشته بنا برين استدلال خواهد بود بر صدق قرآن بدليل نقلى كه آن قرآنست و صدق قرآن را به قرآن