بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

247

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

السلام مرا مخاطب ساخته فرمود كه « يا هشام ان اللَّه يقول فى كتابه : ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب يعنى عقل » أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ يا براى كسى كه فرا آورد گوش خود را به مواعظ فرقانى و نصايح قرآنى وَ هُوَ شَهِيدٌ حالكونى كه او حاضر باشد و دل خود را در امور دنيوى و مشاغل نفسانى پراكنده نگرداند . ابن شهر آشوب باسناد خود مرفوعا از ابن عباس نقل كرده كه روزى از براى حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله دو شتر بزرگ فربه بهديه آوردند درين وقت حضرت با اصحاب گفت كه هر كه دو ركعت نماز كند بوضو و قيام و سجود و خشوع تمام و امور دنيوى را بخاطر نگذارند و در دل خود مراتب دنيا را جا ندهد من يكى ازين دو شتر را به او مىدهم حضرت تا سه مرتبه اين سخن فرمودند و هيچكس از اصحاب در معرض جواب در نيامد زيرا كه در خود اين مرتبهء عظيمه را نديدند بعد از اين حضرت امير المؤمنين از مجلس برخاسته فرمودند كه اى رسول خدا من دو ركعت نماز چنين بجا مىآرم . حضرت فرمودند كه : يا على صلّ صلّى اللَّه عليك پس امير المؤمنين عليه السّلام تكبيرة الاحرام گفته به نماز مشغول گشتند و چون سلام داد جبرئيل از نزد ملك جليل نازل شده گفت اى محمد خداى تعالى بر تو سلام ميفرستد و ميفرمايد كه يكى ازين دو شتر را بعلى عطا كن . حضرت فرمود من نيز شرط كرده بودم بعد از اداى دو ركعت نماز براى رضاى خداى تعالى يك شتر را به او بدهم و چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در حين تشهد ساعتى بفكر فرو رفتند به جهت رفع توهم آنكه مبادا كسى چنين بخاطر گذراند كه امير المؤمنين عليه السّلام مشغول دنيا و فكر آنست جبرئيل نازل شده گفت اى محمد خداى تعالى سلام بر تو ميفرستد و ميگويد كه فكر على مرتضى در حين تشهد بواسطهء آن بود كه كدام يك ازين دو شتر را بگيرد و در راه خداى تعالى تصدق نمايد و اصولا فكر زخارف دنيوى پيرامون خاطر او نگرديده . پس حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله بگريه افتاده هر دو شتر را بامير المؤمنين بخشيدند و آن حضرت هر دو را نحر كرده در راه خداى تعالى تصدق نمود و درين وقت