بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

245

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

او از شايبهء ريا مبرّاست و بنا برين بالغيب حال است از فاعل و مىتواند كه حال از مفعول باشد به اين معنى كه بهشت نزديك گردانيده شده براى كسى كه بترسد عذاب خداى تعالى را حالكونى كه آن عذاب مشاهد او نباشد و عذاب را نديده ترسيدن دلالت بر كمال اتقان و ايمان مىكند وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ و آمد با دل باز گشته بطاعت حق توصيف قلب بانابت به جهت آنست كه معتبر رجوع قلبى است بخداى تعالى ادْخُلُوها بتقدير قولست يعنى گفته مىشود مر متقيان را كه داخل شويد در جنت بِسَلامٍ حالكونى كه سلام كننده باشيد مر اهل بهشت را . و اين ارشادست مر مؤمنين را به مكارم اخلاق در قيامت چنانچه در دنيا اشاره كرد لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستأنسوا و تسلموا على اهلها « 1 » و يا معنى اينست كه در آئيد در بهشت حالكونى كه سالم باشيد از عذاب و ايمن باشيد از زوال نعمت آن ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ اين روز دخول در بهشت روزيست كه خلود در آن مقدر و مقرر است . اگر چه در آخرت اهل بهشت مىدانند كه بهشت دار خلودست اما به جهت اطمينان قلب اظهار اينمعنى مىنمايد . پس بطريق التفات از خطاب بغيبت مىفرمايد كه لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها مر متقيان و اهل بهشت راست آنچه خواهند از انواع نعم و اصناف لذات در بهشت وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ و نزديك ماست زياده از آنچه بخاطر ايشان گذرد مما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر مجمل آنچه على بن ابراهيم عليه الرحمه در سورهء مباركهء سجده در تفسير آيهء تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ « 2 » تا آخر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اينست كه خداى تعالى فرشته‌اى را با دو حله در بهشت در هر شب جمعه نزد مؤمنين فرستد و هر مؤمنى يكى از آن دو حله را ازار خود و ديگرى را رداء خود سازد و از هر جا كه با آن دو حله بگذرند حوالى و اطراف آن روشن شود و بعد از جمعيت مؤمنين حق تعالى بر ايشان

--> ( 1 ) - س 24 : نور ، ى 27 ( 2 ) - س 32 ، ى 16