بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

217

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

آنها تا آنكه آن سران اهل بغى به حكم الهى برگردند و اگر بر نگردند بايد كه رفع سيف از آنها نكنند تا آنكه برگردند و اهل بصره همه برضا و اختيار با خليفهء زمان بيعت كردند و مع هذا آن بيعت را شكسته در مقام بغى در آمدند و چون حضرت امير بر ايشان ظفر يافت همان نوع كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله با اهل مكه سر كرد امير المؤمنين نيز با ايشان سر كرد و عفو جرايم ايشان نمود چنانچه حق تعالى فرموده : « وَ أَقْسِطُوا » و سبب نزول ظاهرى درين آيه مقاتله‌ايست كه ميان اوس و خزرج واقع شد و بعضى در تفصيل اين مقاتله چنين گفته‌اند كه روزى حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نزد عبد اللَّه بن ابى سلول « 1 » كه از جمله خزرجيان است توقف نمود حالكونى كه سوار دراز گوشى بود و آن دراز گوش بول كرد ياسر كين انداخت . عبد اللَّه مذكور بينى خود را گرفته گفت : دراز گوش خود را از اينجا بگذران كه عفونت بول يا سرگين آن ما را متأذى ساخت . عبد اللَّه بن رواحه كه از جملهء اوسيان بود گفت و اللَّه كه بوى بول يا سرگين دراز گوش رسول خداى تعالى خوشترست از بوى تو و بوى پدر تو و در بعضى اخبار چنين است كه عبد اللَّه بن رواحه گفت به خدا قسم كه بوى سرگين دراز گوش حضرت خوش‌تر است از بوى مشك . و پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله در اثناء اين گفتگو گذشت و در مقابل سخن حق عبد اللَّه بن رواحه عبد اللَّه بن ابى سلول بى ادب سخنى ناهنجار گفت و بازاى آن ابن رواحه نيز سخن گفت تا آنكه كار ميان ايشان به منازعت رسيد ، خزرجيان باعانت ابن ابى سلول برخواسته و اوسيان بنصرت ابن رواحه قدم پيش گذاشتند و بعصا و بكفش و چوب يكديگر را ميرنجانيدند تا آنكه اين خبر به حضرت رسيد پس آن سرور عالميان مراجعت نموده منازعه را به مصالحه مبدل گردانيد و آيهء كريمه « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا » نازل گرديد و در مقام تعليل در مصالحهء مذكوره ميفرمايد كه

--> ( 1 ) - « ابى » بضم همزه نام پدر ، و « سلول » نام مادر عبد اللَّه است . م