بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

212

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

حضرت در مقام مكالمه و گفتگو در مىآمدند آواز خود را بلندتر از آواز آن حضرت ميكردند و ميگفتند بآواز بلند : يا محمد يا محمد ما تقول فى كذا و كذا ؟ و چنانچه مردم بدون رعايت ادب با يكديگر گفتگو ميكردند هم چنان با پيغمبر در مقام گفتگو در ميآمدند بنا برين « لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ » نهى از تقدم در مشى است . إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ بدرستى كه آنان كه فرو ميخوابانند به جهت حفظ ادب و مراعات آداب آوازهاى خود را نزد رسول خداى تعالى صلوات اللَّه عليه و آله أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى آن گروه جماعتىاند كه شناخته است خداى تعالى دلهاى ايشان را در حالى كه خالصند آن قلوب از براى پرهيزكارى بنا برين مراد از امتحان درين جا معرفت و شناختن است زيرا كه امتحان سبب معرفت است پس حقيقة ذكر سبب است و ارادهء مسبب بطريق مجاز و للتقوى حال است بتقدير خالصة للتقوى كه لام للتقوى متعلق بمحذوف باشد و ميتواند كه امتحان بمعنى خود و لام للتقوى لام اجلى باشد يعنى آن گروه متأدب جماعتىاند كه امتحان كرده خداى تعالى قلوب ايشان را بانواع محن و تكاليف شافه براى تقوى و ظهور آن زيرا كه تقوى بدون صبر بر مشاق ظاهر نميشود لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ مر ايشانراست آمرزش گناهان و مزدى بزرگ إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ بدرستى كه آنان كه ندا ميكنند تو را حالكونى كه آن ندا ناشى باشد مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ از بيرون حجره‌ها مانند گروهى از بنى تميم أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ بيشتر ايشان عقل ندارند و جاهلند برسوم آداب وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا و اگر اين قوم بنى تميم صبر ميكردند بر ترك ندا در بيرون حجرات ازواج مطهره و ثابت قدم مىبودند بر آن صبر حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ تا وقتى كه بيرون ميآمدى تو بسوى ايشان لَكانَ خَيْراً لَهُمْ هر آينه صبر و ثبات بهتر ميبود مر ايشان را و ذكر اليهم اشعار بر اينست كه اگر حضرت بسوى