بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
199
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
بر هذه ، اى فجعل لكم هذه أي مغانم خيبر و مغانم اخرى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها نبود اينكه عرب قادر باشند بر قتال فارس و روم و فتح مدائن آنها قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها بتحقيق احاطه كرد علم الهى به آن غنائم و قدرت داد خداى تعالى عربان را بعد از تحلى بحليهء اسلام به آن غنائم وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً و هست خداى تعالى بر همه چيز از فتح مدائن فارس و اعطاى غنائم آن قادر و توانا وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا و اگر قتال كردندى با شما در حديبيه آنان كه نگرويده بودند به خدا و رسول از اهل مكه و صلح نكردند چنانچه بعد ازين ذكر صلح ايشان را خواهى شنيد لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ هر آينه گردانيدندى ايشان از شما پشتهاى خود را و بهزيمت رفتندى به جهت يك جهتى و رسوخ عقيدت و ثبات قدم شما در نصرت پيغمبر خود ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً پس نيافتندى دوستى و نه نصرت كنندهاى كه ازو اعانت و نصرت يابند و اين معنى علم بغيب است و درين اشارتست بر اينكه معدوم معلوم عالم السر و الخفيات خواهد بود سُنَّةَ اللَّهِ اى : سن اللَّه هزيمة الكافرين و نصرة المؤمنين سنة . بنا برين « سنة اللَّه » مفعول مطلق فعل محذوفست به اين معنى كه سنت نهاد خداى تعالى هزيمت كافران و منصور بودن مؤمنانرا سنت نهادنى الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ آن چنان سنتى و طريقهاى كه بتحقيق گذشته است پيش ازين در ميان امتان انبياء ديگر زيرا كه غالبيت انبياء و اولياء انبياء بر اعادى امرى مقرر و معهودست چنانچه حق تعالى در جاى ديگر فرموده : لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي « 1 » وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا و هرگز نيابى مر سنت و طريقهء خداى تعالى را تبديل و تغييرى و آن بيقين واقع شد نيست وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ و اوست آن چنان خدايى كه بمحض فضل خود منع كرد دستهاى كفار مكه را از شما بانداختن رعب و خوف شما در دلهاى قريش وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ و بازداشت دستهاى شما را از ايشان بمنع كردن شما از حرب با ايشان بِبَطْنِ مَكَّةَ در وادى مكه كه آن حديبيه است يعنى چون مقتضاى حكمت و مصلحت اين بود كه در حديبيه جنك ميان شما و قريش
--> ( 1 ) - س 58 : مجادله ، ى 21