بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
198
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
صلى اللَّه عليه و آله و سلم در جنك خيبر علم را اولا بدست اول و ثانيا بدست ثانى و ثالثا بدست ثالث داد و هر كدام از ايشان از معركهء جنك ، مجانب و محاسر برگشتند پس آن حضرت علم نصرت آيت را بدست مبارك شير خدا كرّار غير فرّار داد تا جبن و بد دلى ياران و شجاعت و دل آورى شير يزدان بر همگنان ظاهر و هويدا گردد و حضرت امير بلاتوقف به ميدان شجاعت و دل آورى شتافته چند نفر از سران يهود را بتيغ ذو الفقار نابود گردانيد و باب خيبر را كه جمعى كثير از ابطال رجال و شجعان بىمثل و همان از برداشتن آن عاجز و قاصر بودند كند و اهل اسلام باندرون قلعه درآمده غنيمت بسيار را متصرف گشتند گويند كه چون حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قلاع خيبر را محاصره نمود حلفاء اهل خيبر كه قبيلهء بنى اسد و غطفان بودند قصد كردند كه بمدينه روند و اهل و اموال اهل اسلام را اسير و غارت كنند حق سبحانه و تعالى خوف و هراس در دل ايشان انداخت تا ازين امر متقاعد گشتند چنانچه ميفرمايد كه وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ و بازداشت خداى تعالى دستهاى مردمان را از شما يعنى دستهاى قبيلهء اسد و غطفان را تا آنكه شما شكر اين نعمت عظمى را بجا بياريد وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ و تا آنكه باشد آن كف ايدى و يا اين غنيمت معجله نشانه مر مؤمنين را بر صدق قول حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر وعدهء فتح و غنيمت ، بنا برين ترجمه « و لتكون آية للمؤمنين » معطوفست بر جملهء مقدره و تقدير كلام چنين است كه « و كف ايدى الناس عنكم لتشكروا و لتكون آية للمؤمنين » وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً و تا بنمايد شما را راهى راست يعنى تا شما را ثابت دارد بر دين اسلام و يقين و توكل شما را زياده گرداند وَ أُخْرى اى وعدكم اللَّه مغانم اخرى بنا برين و اخرى در محل نصب است يعنى وعده داد خداى تعالى شما را بغنيمتهاى ديگر . ابن عباس گويد كه مراد غنايم فارس و روم است چنانچه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم بشارت داد مسلمانان را بكنوز كسرى و قيصر . و بعضى گفتهاند كه و اخرى بتقدير و مغانم اخرى معطوفست