بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
174
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
. فَهَلْ عَسَيْتُمْ پس آيا متوقعست از شما اى اهل نفاق إِنْ تَوَلَّيْتُمْ اگر متولى امور مردمان شويد و حاكم ايشان گرديد أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ اينكه فساد كنيد در زمين وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ و ببريد از خويشان خود ؟ استفهام در فهل عسيتم براى تقرير است يعنى بيقين از شما مىآيد كه چون منصب امارت يابيد بسبب تكبر و كثرت جاه ، فساد در زمين كنيد و قطع نمائيد رحم خود را و ميتوانيد كه تولى درين مقام بمعنى اعراض باشد نه بمعنى ولايت و امارت يعنى از شما مىآيد كه اگر اعراض از دين حق كنيد و برگرديد از دين اسلام طريقهء جاهليت را پيش گيريد كه آن فسادست در زمين و قطع نمودن رحم است و غارت اهل اسلام است . مرويست كه اين آيه در شأن بنى اميّه نازل شده كه غصب خلافت كردند و مراعات صلهء رحم كه بحسب ظاهر ميان بنى هاشم و بنى اميه ثابت بود ، نكردند و قطع اين صلهء ظاهرى كردند أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ آن گروه منافقين كسانىاند كه دور كرده ايشان را خداى تعالى از رحمت شاملهء خود فَأَصَمَّهُمْ پس كر گردانيده است ايشان را وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ و كور ساخته ديدههاى ايشان را يعنى حق سبحانه و تعالى ايشان را به جهت فرط عناد به حال خود واگذاشته است و نظر لطف و توفيق از ايشان باز گرفته از اين جهت اين گروه نه سخن حق را توانند شنيد و نه راه حق را توانند ديد وجه اطلاق صمم و تقييد اعمى بابصار اينست كه چون صمم نميباشد مگر در اذن لهذا آن را مطلق آورد و عمى چون كاهى منسوب ببصر و كاهى بقلب مىشود بنا بر اين اعمى را مقيد بابصار ساخت اشارت به اينكه اين منافقين را ديدهء عقل هست و قادر بر تدبر هستند اگر چه بينايى ظاهرى ندارند ، بنا برين حق تعالى ميفرمايد كه أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ آيا پس تفكر نميكنند ايشان در حقايق قرآن و آنچه مشتمل است بر آن از مواعظ و زواجر أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها يا در دلهاى ايشانست قفلهاى بلادت كه آن را نميفهمند ؟ و حاصل كلام اينست كه يا اين منافقين حقايق قرآنى