بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
128
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
حضرت بر عالميان ظاهر است و بهر تقدير قراءت بعضى از مشايخ موجه نيست چنانچه بر اذكيا مخفى نيست إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ بدرستى كه ما بوديم كه امر ميكرديم كرام الكاتبين را كه بنويسند ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ آنچه را بوديد شما كه ميكرديد در دنيا تا بر وفق آن جزا داده شويد و انكار اعمال خود نتوانيد كرد . پوشيده نماند كه ظاهر از استنساخ نوشتن از روى نسخهء ديگرست نه نوشتن بدون آنكه از نسخهء ديگر نقل كنند چنانچه على بن ابراهيم در سورهء « ن و القلم » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت بحضار مجلس كه استنساخ را بمعنى ظاهرى حمل نميكردند كه آن نسخه برداشتن از كتاب ديگر است بلكه حمل آن باصل نوشتن ميكردند فرمود كه زبان شما زبان عربست پس چگونه نميفهميد معنى كلام الهى را كه به زبان شما نازل شده و حال آنكه يكى از شما به ديگرى مىگويد كه انسخ ذلك الكتاب در وقتى كه خواهد نسخه بردارد از كتاب مذكور كه آن اصل است و هر گاه انتساخ در كلام شما به اين معنى باشد چرا حمل كلام الهى به غير اين معنى ميكنيد ؟ ابن طاوس عليه الرحمة در كتاب سعد السعود روايت كرده كه دو فرشته كه موكل بر عبادند هر گاه خواهند كه در صباح و مسا از آسمان نزول كنند بسوى زمين و اعمال عباد را آنچه برأى العين مشاهده نمايند بقيد كتابت در آرند اسرافيل از روى لوح المحفوظ نسخهاى از اعمال و افعال عباد بردارد و آن نسخه را بدست آن دو فرشته دهد و چون آن دو فرشته صعود كنند به آسمان در صباح و مسا با نسخهء اعمال كه خود ديده و نوشتهاند اسرافيل آن را با نسخهء خود كه از روى لوح المحفوظ نوشته بود مقابله كند و اصلا تفاوت نيابد و چنان موافق باشد كه گويا دو فرشته كتاب خود را از روى آن نوشتهاند . بنا برين معنى إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ همچنين است كه بدرستى كه ما بوديم كه امر ميكرديم اسرافيل را بنسخه برداشتن از روى لوح المحفوظ آنچه را كه شما به عمل ميآريد تا ظاهر شود كه علم الهى جلت نعمائه محيط به آن اعمالست پيش