بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
96
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
آن روزى را كه وعده داده شدهاند . [ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 84 تا 86 ] وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ( 84 ) وَ تَبارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 85 ) وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ( 86 ) وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ اى و هو الذى هو إله فى السماء و إله فى الارض . بنا برين ضمير هو در صلهء الذى محذوفست و كل واحد از طرفين متعلق بما بعد خودند يعنى واو آن خدائيست كه او آله و معبودست در آسمان و إله و معبودست در زمين وَ هُوَ الْحَكِيمُ و اوست كه كار مطابق مصلحت عباد كند الْعَلِيمُ دانا به همه چيزها در اصول كافى از هشام بن حكم نقل كرده كه ابو شاكر ديصانى كه از جملهء زنادقه بود گفت در قرآن آيتيست كه آن موافق قول ماست من گفتم كه آن كدام آيتست گفت آيهء وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ كه دلالت دارد بر اينكه در آسمان معبوديست و در زمين معبودى . هشام گويد كه من ندانستم كه در جواب او چگويم پس بواسطهء حج به مكهء معظمه رفتم و آن شبههء زنديق را بعرض حضرت صادق عليه السّلام كه در آن وقت در مكه تشريف داشتند رسانيدم و حضرت فرمود كه اين كلام زنديق خبيث است و چون به او ملاقات كنى ازو بپرس كه اسم تو در كوفه چه چيز است و در بصره چه چيز ؟ او خواهد گفت كه اسم من در كوفه فلان و در بصره فلان است يعنى با وجود آنكه شخصى واحدست خواهد گفت مرا در كوفه ابو شاكر گويند و در بصره نيز ابو شاكر نامند پس به او بگو كه همچنين پروردگار ما كه وحدانى الذاتست در آسمان إله و در زمين إله و در بحار إله و در قفار إله و در هر مكانى إله است . هشام گويد كه در مراجعت از سفر حج بابو شاكر رسيدم و اين جواب را به او گفتم او از طرف كلام يافت كه اين