بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

95

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه تيم و عدى و اتباع ايشان جمعيت نموده با هم عهد كردند و عهد نامه به خط ابو عبيدهء جراح نوشتند كه بعد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نگذارند كه خلافت به بنى هاشم رسد پس حق تعالى آيهء : أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً را نازل گردانيد و از حديث اصول كافى و غير آن معلوم مىشود كه اين جمعيت در مكه رو داده بود أَمْ يَحْسَبُونَ آيا گمان مىكنند اين كفار و منافقين أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ اينكه ما نميشنويم و نميدانيم سخنى را كه در دل نگاه مىدارند وَ نَجْواهُمْ و سخنى را كه با يكديگر پوشيده گويند بَلى آرى ميشنويم ما و مىدانيم آن سرّ و نجوى را وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ و با وجود شنيدن ما آن را ملائكهء ما كه كاتبان اعمالند نزد ايشان مينويسند سرّ و نجواى ايشان را قُلْ بگو اى محمد مر آن جماعتى را كه ولد براى خداى تعالى ثابت ميكنند إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ اى فانا اول الآنفين للَّه ان يكون له ولد چنانچه على بن ابراهيم تفسير كرده و آنفين به معنى جاحدين و منكرين است و قاضى ناصر الدين بيضاوى اين معنى را در تفسير خود آورده و بعد از اين گفته « العابدين مشتق من عبد يعبد اذا اشتد أنفه أي اذا اشتد انكاره » يعنى اگر باشد مر خداى تعالى را فرزندى پس من اول انكار كنندگانم مر خداى را از اينكه او را فرزند باشد زيرا كه خداى ذى ولد بيقين جسم خواهد بود و جسم و جسمانى خداى را شايسته نيست چنانچه بادلهء عقلى يقينى بوضوح پيوسته . و در كتاب احتجاج نيز از حضرت امير - المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت عابدين را بجاحدين تفسير كردند و فرمودند كه « و التأويل فى هذا القول باطنه مضاد لظاهره » سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ منزهست پروردگار آسمانها و زمين رَبِّ الْعَرْشِ پروردگار عرش عظيم عَمَّا يَصِفُونَ از آنچه وصف مىكنند كافران او را فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا پس بگذار ايشان را كه فرو روند در باطل و بازى كنند و مشغول بحطام دنيوى باشند حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ تا وقتى كه ملاقات كنند و ببينند روز جزاى خود را الَّذِي يُوعَدُونَ