بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
6
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
پيش از او همنامى نبود ، و گريه نكرد آسمان مگر بر ايشان چهل روز . سائلى از حضرت پرسيد كه چه نوع بود گريهء آسمان ؟ حضرت فرمود كه : گريهء آسمان اين قسم بود كه برنك سرخ طلوع ميكرد و برنك سرخ غروب مينمود ، و بود كشندهء يحيى حرام زاده و كشندهء امام حسين عليه السلام نيز حرام زاده « اللهم العن قاتلهما » . قالَ گفت زكريا رَبِّ اى پروردگار من أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ چگونه باشد مرا پسرى وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً و حال آنكه هست زن من عقيم و نازاينده وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا و بتحقيق رسيدهام من از بزرگى سال و پيرى به خشكى اعصاب و ضعف قوا ؟ اين سخن را زكريا عليه السلام از روى استخبار گفت نه از روى تعجب و استبعاد زيرا كه اگر اين معنى نزد زكريا مستبعد ميبود قبل از اين نميگفت كه موى سر من از پيرى سفيد شده و زن من عاقر است پس مرا فرزندى كرامت كن . از اينجا معلوم مىشود كه زكريا اين مطلب را از قدرت خداى تعالى دور نميدانست بلكه مراد او اين است كه خبر بگيرد كه آيا ما را جوان خواهى ساخت يا هم در اين پيرى ما را فرزندى عطا خواهى كرد ؟ گفتهاند كه : « عتيا » در اصل « عتووا » مثل « قعودا » بوده كه تا را كسره دادهاند و بواسطهء مناسبت اين كسره ، ضمهء عين را نيز بكسره بدل كردهاند و واو اول را قلب بيا كرده و واو ثانى چون در آخر واقع شده بود آن را نيز قلب بيا كردند و ادغام نمودند « عتيا » شد . و بعضى قراء ضمهء عين را به حال خود گذاشته « عتيا » خواندهاند . مخفى نماند كه چون كلمهء واو عطف براى مطلق جمعيت است نه براى ترتيب واقعى پس ذكر كبر سن خود در سورهء آل عمران « 1 » قبل از ذكر عقر زوجهء خود و در اين سوره به عكس منافاتى با يكديگر ندارند . قالَ كَذلِكَ گفت خداى تعالى كه : به همين حال كه هستيد شما از كبر و عقر ، بشما فرزند خواهم عطا كرد قالَ رَبُّكَ گفت پروردگار تو هُوَ اين آفريدن فرزند در اين سن عَلَيَّ هَيِّنٌ بر من آسان است . وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ و بتحقيق آفريدم
--> ( 1 ) - س 3 ى 40