بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 71
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
« از اين باب است كه در افتتاح كلام الهى حرف باء و در اختتام آن حرف سين ورود يافته و اين اشارهايست لطيف كه آنچه نزول پذيرفته به جهت نجات و رسيدن بدرجات بس است عرب گويد : بسّك أى حسبك . پس معنى چنين باشد كه بسّك من الكونين ما أعطيناك بين الحرفين » . و در آخر تفسير گفته : گفتهاند كه افتتاح كلام الهى به حرف باء و اختتام آن به حرف سين كه از تركيب اين دو حرف لفظ « بس » بخلوتگاه ظهور آيد اشارتست به اينكه كافى و بس است آنچه حق سبحانه و تعالى از ميان اين دو حرف به عالميان عطا كرده . چنان كه از ملاحظهء موارد مذكوره از تفسير بوى معقول مصطلح مىآيد همچنين از ملاحظهء اكثر صفحات محبوب القلوب با توغّل در فلسفه و حكمت بوى انس با احاديث و اخبار و انقياد و تمكين مؤلف از آنها استشمام مىشود مثلا مراجعه بحواشى صفحات 88 و 89 و 90 محبوب القلوب چاپى براى اثبات اين مدعا كافى است فراجع ان شئت . و نيز از جملهء ادلهء بسيار واضح بر اينكه اين كتاب در ايران و بلكه در اصفهان تأليف شده است آنست كه مؤلف ( ره ) در اواخر تفسير سورهء جمعه گفته : « مخفى نماند كه در وجوب نماز جمعه در زمان غيبت امام مفترض الطاعه و در عدم وجوب آن در ميان مجتهدين فئهء ناجيه اختلافى عظيم است و علماى زمان ما رسالهها در وجوب و عدم وجوب آن پرداخته و خيالات عجيبه انگيخته اما حقّيّت هر كدام موقوف بر استعمال انصاف است و اميد از فضل الهى اينست كه بعد از استعمال انصاف حقّيّت هر كدام بر منصف ظاهر شود » . اين عبارت ادلّ دليل بر مدعاست زيرا در همين دوره بوده كه علماى بزرگ اصفهان مانند شيخ بهايى و مير داماد و شيخ عبد اللَّه تسترى عقائد مختلف در نماز جمعه داشتند و اين امر دامنه پيدا كرد تا آقا جمال خوانسارى رسالهاى در عدم وجوب آن و مجلسى اوّل