بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

مقدمهء مصحح 72

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

و مجلسى دوم در وجوب آن نوشتند چنان كه پيش از ايشان شهيد ثانى ( ره ) سه رساله در وجوب آن پرداخته و علماء ديگر در آن زمان رسائل زيادى نفيا و اثباتا در اين موضوع پرداخته‌اند حتى بعضى از بزرگان علما تصريح كرده‌اند كه ما دو استاد بزرگ در آن زمان در اصفهان داشتيم كه بدرس هر دو حاضر مىشديم و يكى معتقد بوجوب نماز جمعه بود و ديگرى بحرمت آن و ما از ترس استاد قائل بحرمت نميتوانستيم به نماز استاد قائل بوجوب كه معتقد خودمان نيز بود حاضر شويم . پوشيده نماند كه از ملاحظهء مطاوى اين تفسير بر مىآيد كه مؤلف ( ره ) علاوه بر علومى كه مبانى علم تفسير است در برخى از علوم ديگر نيز صاحب نظر بوده است زيرا گاه گاهى در ضمن كلام بر حسب اقتضاى مقام با علماى فحول و زعماى حلّ و عقد ورد و قبول در حديث و رجال و كلام و فقه و اصول پنجه در پنجه ميگذارد و بر نقض يا ابرام و رد يا قبول گفتار ايشان همت ميگمارد و به اين مطلب در سابق نيز فى الجمله اشاره كرديم و چون اين امر خارج از موضوع بحث نگارنده است در آن خوض نميكند ليكن براى نمونه اگر بصفحهء 153 ج 2 تفسير حاضر رجوع شود بد نيست . خير الرجال مؤلف ( ره ) كتابى ديگر بنام خير الرجال دارد چنان كه در سابق به آن اشاره شد در اينجا ياد آور ميشويم كه وى در اين تفسير در موارد عديده از آن كتاب خود نام برده و تحقيق در مطالب رجالى را به آن كتاب محوّل داشته است مثلا در مجلد سوم ضمن بحثى گفته است ( ص 287 ) : « و مؤيد عدم صحت روايت ابو الجارود رئيس زيديهء جاروديه است مر آن حديث را ، و تفصيل احوال او را كاتب الحروف در كتاب خير الرجال ايراد كرده » و نيز در آن مجلد بعد از نقل حديث حنظله بن ابى عامر از تفسير على بن ابراهيم گفته ( ص 316 ) : « [ بنا بر اين او را غسيل الملائكه گفتند ] : و تفصيل اين حكايات در كتاب خير الرجال ايراد يافته » و نيز در ذيل آيهء « لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » ضمن تحقيق