بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 52
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
تفصيل و جزئيت در لوح قدر كه محلّ محو و اثبات است و نيز در تفسير آيهء 31 سورهء مباركهء « كهف » يعنى آيهء « أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ ( تا ) حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً » نسبت بفقرات وسط آيه چنين گفته ( ص 732 تفسير البهيه ) : وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً و ميپوشند ايشان جامههاى سبز كه آن بهترين الوان ، است و طراوت آن بيشتر است مِنْ سُنْدُسٍ از ديباى نازك وَ إِسْتَبْرَقٍ و از ديباى سطبر و بعضى از عرفاى معاصرين مدّ اللَّه ظلالهم « 1 » گفتهاند كه : محتمل است كه در اين آيه « ثياب خضر » كنايه باشد از ابدان مثاليهء برزخيه كه متوسطند ميان سواد اين عالم و بياض عالم اعلى چنانچه لون خضرت متوسط است ميان لون سواد و بياض و مركب است از اين دو لون ، و بودن آن ثياب از ديباى رقيق و غليظ كنايت باشد از تفاوت مراتب لطافت آن ابدان و حاصل معنى آيهء كريمه به اين برگردد كه مؤمنين نيكوكار در آن عالم متلبس شوند به لباس ابدان مثاليه كه آن ابدان مانند لون خضرت واسطهاند ميان سواد عالم كثيف و بياض عالم لطيف و آن ابدان از جهت لطافت در مراتب مختلف و در درجات متفاوتاند . پوشيده نماند كه چون اين آيه بواسطهء ثنا و ستايش مؤمنين اهل تقوى و علو مراتب ايشان نازل شده اگر مراد از اين آيه معنى مذكور باشد لازم ميآيد كه غير مؤمن را ابدان مثاليه نباشد و حديث حضرت صادق عليه السّلام كه در تأويل « يا من اظهر الجميل و ستر القبيح » فرموده و غير آن تأييد اين معنى ميكنند ليكن محتمل است كه ديگران را نيز ثياب خضر و ابدان مثاليه باشد اما نه از سندس و استبرق چنانچه كلام اقدمين حكما دال بر اين است كه همهء چيزهاى عالم كونى را شبحى و مثالى در
--> ( 1 ) - مراد از « بعضى از عرفاى معاصرين » مولى محسن فيض قدس سره است و عبارت او در ذيل همين آيه در صافى چنين است : « اقول » : و كأن الثياب الخضر كناية عن أبدانهم المثالية البرزخية المتوسطة بين سواد هذا العالم و بياض العالم الا على فان الخضرة مركبة من سواد و بياض ، و الرقة و الغلظة كنايتان عن تفاوتهما فى مراتب اللطافة .