بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 53
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
عالم برزخ است و ما بيان اين مطالب و احاديث مذكوره در رسالهء مثاليه كردهايم . و نيز در ذيل اين آيه ( وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ ) كه در بيان قصهء ذو القرنين است گفته : « و جابر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمودند كه : تغرب الشمس فى عين حامئة فى بحر دون المدينة التي مما تلى المغرب يعنى جابلقا يعنى فرو ميرفت آفتاب در چشمهء آب گرمى در كنار دريا نزد شهرى كه پهلوى مغرب بود بعد از اين امام محمد باقر عليه السّلام ميفرمايد كه خواسته است حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از آن مدينه مدينهء جابلقا را بعضى گفتهاند كه : جابلقا از مدن عالم مثال است و حامل تفصيل اين كلام رسالهء مثاليه است » . و در محبوب القلوب نيز از اين رساله اسم برده است توضيح آنكه در نزديك بأواخر آن كتاب تحت عنوان « تختيم فى احوال الارواح بعد المفارقة من سجن الأبدان » بحث بسيار مفصلى با ادله و نقل اقوال دربارهء عالم مثال كرده و در حاشيه چنين گفته است : « فى ان جابلقا و جابرسا و هورقليا من مدن عالم المثال ، شيخ عارف لاهيجى قدس سره در شرح گلشن ميگويد كه : آنچه خاطر فقير بر آن قرار گرفته بىتقليد غيرى آنست كه جابلقا عالم مثالى است كه در جانب مشرق ارواح واقع است كه برزخ است ميان غيب و شهادت و مشتمل است بر صور عالم پس هر آينه شهرى باشد در غايت بزرگى ، و جابلسا عالم مثال و برزخى است كه ارواح بعد از مفارقت نشئهء دنيويه در آنجا باشند و صور جميع اعمال و اخلاق و افعال حسنه و سيئه كه در نشئهء دنيا كسب كردهاند چنانچه در احاديث و آيات وارد شده در آنجا باشند و اين برزخ در جانب مغرب ارواح واقع است در مقابل جابلقا و خلق شهر جابلقا الطف و اصفاست زيرا كه خلق جابلسا بحسب اعمال و اخلاق رديه كه در نشئهء دنيويه كسب كردهاند بيشتر آنست كه مصور بصور مظلمه باشد ، و مراد از مشرق و مغرب كه فرموده چنانچه از كلام او مفهوم مىشود آنست كه عالم