بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
65
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
است معلوفه است يا سائمه ، چنانچه از جواب معلوم مىشود إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا بدرستى كه نوع گاوان متشابهند بر ما به جهت كثرت آنها ، و چون هر جمعى كه در واحد آن كلمهء « ها » باشد مثل « بقرة » و « تمرة » فعل آن را هم تذكير توان كرد و هم تأنيث ليكن تذكير اغلبست بنا برين « تشابه » گفت نه « تشابهت » وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ و بدرستى كه ما اگر بخواهد خداى تعالى هر آينه از جملهء راه يافتگان باشيم بسوى آنچه بر ما مخفى و پوشيده است . و در حديث نبوى صلى اللَّه عليه و آله آمده كه « و أيم اللَّه لو لم يستثنوا ما تبيّنت لهم الى آخر الابد » يعنى قسم بخداى تعالى كه اگر ايشان « انشاء اللَّه » نميگفتند ظاهر نميشد أمر بقره مر ايشان را هرگز . و اشاعره به اين آيت استدلال كردهاند كه وجود حوادث بأسرها بارادهء خداى تعالى است ، و در واقع چنين است چه در أحاديث أهل بيت سلام اللَّه عليهم متكرّر الورود است كه تا خصال سبعهء الهى كه از جملهء آن مشيّت الهى است تعلّق بحادثى و فعلى نگيرد موجود نخواهد شد و در سورهء مباركهء « هل أتى » بتفصيل خواهد آمد . أمّا بعضى از أصحاب ما بواسطهء آنكه قبايح ، متعلّق ارادهء خداى تعالى نميتوانند كه باشند ، مضايقه در اين سخن كردهاند و در جواب اشاعره گفتهاند كه نميتوانند كه باشند ، مضايقه در اين سخن كردهاند و در جواب اشاعره گفتهاند كه ميتواند كه تعلّق بمشيّت بواسطهء تبرّك باشد ، و قطع نظر از اين گفتهاند : اين كلام يهود است و كلام يهود حجّت را نميشايد . قالَ گفت موسى : إِنَّهُ يَقُولُ بدرستى كه پروردگار من ميگويد : إِنَّها بَقَرَةٌ بدرستى كه آن گاو گاويست لا ذَلُولٌ أى غير ذلول ، يعنى غير رام شده به عمل كه تُثِيرُ الْأَرْضَ بشكافد زمين را براى زراعت وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ و نه آب دهد كشتزار را . جملهء « تثير الارض » و « لا تسقى الحرث » بزيادتى « لا » در « تسقى الحرث » كه بواسطهء تأكيد نفى در « لا ذلول » آورده شده و صفت ذلول واقع شدهاند ، و تقدير كلام چنين است كه « لا ذلول مثيرة و ساقية » يعنى آن گاو غير رام شده است كه رام شدن آن به اين صفت باشد كه شكافندهء زمين براى زراعت و آب دهندهء زراعت