بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
30
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
گفت كه مراد از أسماء فى الحقيقة أسماء حسناى الهى است كه بسبب آن اسماء ، اشياء خلعت وجود پوشيدند ، چنانچه در ادعيهء اهل بيت سلام اللَّه عليهم متكرّر الورود است كه « و بالاسم الذى خلقت به الكرسىّ ، و بالاسم الذى خلقت به العرش ، و و بالاسم الذى خلقت به الارواح » . و وجه اختصاص هر مخلوقى به اسمى از جهت غلبهء ظهور صفتى است در او ، كه آن اسم دلالت بر آن صفت دارد . و در حديث قدسى وارد شده كه « يا آدم هذا محمد و أنا الحميد المحمود فى فعاله ، شققت له اسما من اسمى و هذا علىّ و أنا العلىّ العظيم شققت له اسما من اسمى » بنا بر اين مقدمهء تفسير « اسماء » بمطلق اسماء مخلوقات - چنانچه در حديث اول است - به جهت آنست كه همهء آنها مظاهر صفات آن اسماء حسنىاند بطريق تفرقه كه در هر مخلوقى صفتى از آن اسماء ظهور كرده ، و تفسير آن باسماء اولياء و اعداء - چنانچه در حديث دوم است - به جهت آنست كه كل واحد از اولياء و اعداء مظهر صفات آن اسماءاند بطريق اجتماع ، كه همهء اولياء مظهر صفت لطفند و جميع اعداء مظهر صفت قهر ، و مراد از تعليم اسماء مر آدم عليه السّلام را مخلوق ساختن اوست از اجزاء مختلفه و قوّتهاى متباينه از شهوانيه و عقلانيه ، و الهام كردن اوست مر معرفت ذوات اشياء و خواص اشياء ، و اصول علم و قوانين صناعت ، و تمييز ميان اولياء و اعداء را ، تا بدين جهات مستعدّ ادراك انواع مدركات مختلفه گرديد ، و مظهريت تامّ اسماء حسنى را دريافت و بدرجهء علياى خلافت رسيد . ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ پس عرض كرد اشباح مخلوقات مسمّيات آنها را كه دالّند بر آن اسماء ، بر فرشتگانى كه طالب حكمت آفرينش آدم و خليفه گردانيدن او بودند فَقالَ پس گفت حق تعالى مر آن فرشتگان را كه : أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ خبر دهيد مرا بنامهاى اين اشباح و مسميات آن إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر باشيد شما راست گوينده در اين قول كه شما أحقّ و اولى بخلافتيد ، چنانچه از « نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ » مستفاد ميگردد ، و چون فرشتگان پى به آن اسماء مختلفه نبردند ، زيرا كه در صلب ايشان خلط و تركيب نيست كه تا بسبب آن پى بامور مختلفه