بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
27
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
روح در اجساد شما ثُمَّ يُمِيتُكُمْ پس بعد از احياء بميراند شما را بعد از انقضاء اجال ثُمَّ يُحْيِيكُمْ پس ديگر باره زنده گرداند شما را در قبور بعد از اماتهء شما در دنيا ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ پس بعد اماتهء در قبر بسوى او باز گردانيده شويد ، يعنى در قيامت باز زنده شويد ، و اگر مراد از « ثم يحييكم » احياء در قيامت باشد پس مراد از رجوع بسوى خداى تعالى رجوع بسوى جزاى خداى تعالى است . هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ اوست آن خداى كه بيافريد براى انتفاع شما آن چيزى را كه در زمين است از نباتات و حيوانات و معادن جَمِيعاً حالكونى كه مجتمع باشند آن « ما فِي الْأَرْضِ » قبل از اين گذشت كه اين آيت دلالت دارد بر اينكه افعال الهى معلل بغرضهاست ، و اگر اينچنين نباشد بايد كه حق تعالى عابث و فعل او عبث باشد « تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا » ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ پس بعد از خلق جميع ما فى الارض قصد كرد بسوى آفريدن اجرام عاليهء سماويه فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ پس خلق كرد بطريق اعتدال بدون فتور و اعوجاج اجرام سماويه را هفت آسمان ، چون مراد از سماء اجرام سماويه است بنا بر اين ضمير « فسواهن » راجع بسماء شده . و اين آيت نص صريحست بر اينكه بايد افلاك هفت باشند نه چنان كه رياضيين تخمين كردهاند كه افلاك نه است ، و تا اين زمان دليل عقلى بر آن اقامت نشده و بعضى خواستهاند كه اثبات نه فلك بدليل سمعى كنند ، پس عرش و كرسى را دو فلك غير از هفت فلك قرار دادهاند و گفتهاند كه هفت فلك درين آيت مذكور است ، و دو فلك ديگر كه عرش و كرسى در آيات ديگر . مخفى نماند كه خلق ما فى الارض بدون ارض متصور نيست پس حق تعالى فرموده باشد كه « خلق لكم الارض و ما فى الارض » و از ايراد لفظ « ثم » كه دلالت بر تعقيب دارد در « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ » چنين فهميده مىشود كه خلق سماوات بعد از خلق ارض تحقق يافته و گفتهاند كه اين منافيست با آنچه در سورهء نازعات بعد از ذكر خلق