بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
20
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
است از ضمير « فلا تجعلوا » و مفعول « تعلمون » مقدر است ، يعنى آنكه حال شما ميدانيد بعد از تأمل كه او را شريك و سهيم نيست ، يا حال آنكه ميدانيد شما كه اين نعمتها ساخته و پرداخته غير خداى تعالى نيست و فى عيون اخبار الرضا عن علىّ بن الحسين عليه السّلام « فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً ، اى اشباها و امثالا من الاصنام التي لا تعقل و لا تسمع و لا تبصر و لا تقدر على شىء و انتم تعلمون انها لا تقدر على شىء من هذه النعم الجليلة التي انعمها عليكم ربكم تبارك و تعالى » . مخفى نماند كه آيت كريمهء « جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً » و آيهء « فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ » و همچنين آيتى كه عنقريب ميآيد كه « خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً » و امثال آن دالّند بر اينكه افعال اللَّه معلل بغرض و مصالحند ، و اشعريين در اين مسأله با اهل حق خلاف كردهاند و افعال اللَّه را معلل بغرض نميدانند و اعتقاد كردهاند كه غرض از ارسال رسل و انزال كتب و اظهار معجزات بر دست انبياء هدايت عباد نيست ، و غرض از خلق جنت و نار ايصال ثواب بر مطيع و عقاب بر عاصى نيست ، و همچنين مطلب از اوامر و نواهى شرعيه اتيان مكلفين مامورات را و اجتناب ايشان از منهيات نيست ، بلكه اين امور عظيمه مترتب بر اين افعال است بدون آنكه غرض فاعل تعلق به آن گرفته باشد ، چنان كه غرس شجره كه غرض از آن استظلال نباشد استظلال بر آن مترتب گردد . و بر لبيب پوشيده نيست كه ترتب مصالح بر افعال بدون آنكه فاعل قصد غرضى از آن كند ، آن فعل را از عبث بودن بيرون نميبرد . چنانچه شخصى تردد كند در راهى و از آن قصد غرضى و فايدهاى نداشته باشد بيقين عقلاء فعل او را عبث و او را عابث ميشمرند هر چند بر آن مصالح چند مترتب باشد كه او قصد نكرده باشد ، مثل هضم طعام و رياضت بدن و مانند آن و ملا سعد الدين كه از محققين اشاعره است قدم بجادهء انصاف گذاشته در شرح مقاصد گفته كه : « الحق انّ تعليل بعض الافعال لا سيما الاحكام الشرعية بالحكم و المصالح ظاهر ، كايجاب الحدود و الكفّارات و تحريم المسكرات و ما اشبه ذلك » و استدلال اشعريين