بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

10

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

بترسانى تو ايشان را از نكال دنيوى و عذاب اخروى يا آنكه نترسانى تو ايشان را لا يُؤْمِنُونَ ايمان نمىآرند و نظر بآيات و معجزات تو نميكنند . « لا يؤمنون » خبر « ان » است ، اى : ان الذين كفروا الا يؤمنون . و جملهء « سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ » تا آخر جملهء معترضه است ، و عدم عطف « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا » بر ما قبل بواسطهء تحقق مبانيت تامّه است ميان سابق و لاحق كه متقيان و كافران معاندند . و در عطف ، مناسبت فى الجمله ضرور است . پوشيده نماند كه علم حق تعالى و اخبار او جل شأنه بر اينكه كفار ايمان نمىآوردند ، باعث آن نميشود كه ايشان مجبور باشند بر بقاء بر كفر ، و تكليف ايشان بايمان تكليف بامر محال باشد ؛ زيرا كه علم ، تابع معلوم است ، و خبر تابع مخبر عنه . و چون حق تعالى بعلم كامل خود ميدانست كه اين گروه معاندين به اختيار خود اختيار كفر ميكنند از اينجهت پيغمبر خود را مخبر به آن گردانيد . و اين از جملهء اخبار بغيب است . و فائدهء انذار با علم تابع بعدم ايمان ايشان ، الزام حجت است بر ايشان ، و تحصيل ثوابست بر ابلاغ ايمان . و به جهت نظر نكردن اين كفار معاند بر معجزات ظاهره و دلائل باهره خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ نشانه گذاشته است خداى تعالى بر دلهاى ايشان وَ عَلى سَمْعِهِمْ اى : و على اسماعهم ، يعنى و بر گوشهاى ايشان ، تا آنكه ملائكه ايشان را به آن نشان بشناسند ، و بدانند كه اين گروه از معاندين كفره‌اند . و فى كتاب الاحتجاج عن ابى محمد العسكرى عليه السلام : « خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ ، اى و سمها بسمة تعرفها من يشاء من ملائكته اذا نظروا اليها بأنّهم لا يؤمنون » بنا بر اين « ختم » بمعنى « وسم » و علامت خواهد بود . و در تفاسير عامه اين توجيه مذكور است . وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ بر ديده‌هاى ايشان نوعى است از پرده‌اى غير از پرده‌هاى متعارف وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ و مر ايشان راست عذابى بزرگ هم در دنيا و هم در عقبى ، اما در دنيا بكشتن و اسير كردن و مستأصل نمودن ، و اما در عقبى بمخلد داشتن ايشان در دوزخ .