جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )

18

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )

چيزى از جنس آن را حس نمىنماييم در وجود ما حاصل نمىشود . و متشابه از هر دو جهت لفظ و معنى بر پنج قسم است : اول : از جهت كميّت ، مانند عموم و خصوص ، مثل : ( فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ ) « 1 » . دوم : از جهت كيفيت ، مثل وجوب و استحباب ، مانند ( فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ) « 2 » . سوم : از جهت زمان همانند ناسخ و منسوخ ، مانند : ( اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ) « 3 » . چهارم : از نظر مكان و امورى كه در آنها نازل شده ، مانند : ( وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها ) « 4 » ، ( إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ ) « 5 » ، چون هركس كه عادتهاى جاهليت را نداند تفسير اين آيه براى او ناممكن خواهد بود . پنجم : از جهت شروطى كه فعل با آنها صحيح يا فاسد مىشود ، مانند شروط نماز و نكاح . وى گفته : و هرگاه اين امور تصور گردد ، دانسته مىشود كه تمام آنچه مفسران در تفسير متشابه يادآور شده‌اند از اين تقسيمات خارج نيست . و به طور كلى متشابه بر سه گونه است : يك گونه : راهى براى آگاهى از آن نيست ، مانند : وقت قيامت ، و خروج دابّة الارض و مانند اينها . و گونهء دوم : راه براى شناخت آن وجود دارد ، مانند ألفاظ غريب و احكام بغرنج . و گونهء سوم : بين آن دو است ، كه راسخين در علم آن را شناخته و از ديگران مخفى است ، و همين است كه در فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم به ابن عباس به آن اشاره شده كه : « خدايا او را در دين فقيه گردان و تأويل را به او بياموز » . و چون اين را دانستى متوجه مىشوى كه وقف كردن بر فرمودهء خداوند : ( وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ) « 6 » ، و وصل آن به : ( وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ) هر دو جايز است ، و هر كدام وجهى دارد كه تفصيل فوق بر آن دلالت مىكند « 7 » . و امام فخر الدين گفته : « منصرف كردن لفظ از راجح به مرجوح بايد كه دليل

--> ( 1 ) . توبة ، 5 ( 2 ) . نساء ، 3 ( 3 ) . آل عمران ، 102 ( 4 ) . بقرة ، 189 ( 5 ) . توبة ، 37 ( 6 ) . آل عمران ، 8 ( 7 ) . مفردات راغب ، 254 .