معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

61

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

عجب هشتم - سخن گفتن گوسفندان بود . نقل است كه چون يعقوب در جستجوى يوسف در اقطار و اكناف كوه و صحرا يوسف « 1 » را طلب مىكرد ، بهر كه مىرسيد خبر يوسف مىپرسيد تا روزى اتفاقا به شبانى رسيد كه گوسفندان مىچرانيد ، بر طريق معهود از ايشان خبر يوسف پرسيد گوسفندان بر جواب او مبادرت جستند : كه يا نبىاللّه از آن روز كه فرزند دلبندت را از كنارت برداشته‌اند و نقوش احزان بر بيت الاحزان سينه‌ات بنگاشته‌اند ما بهم دردى تو از آب دور ، و از گياه نفور گشته‌ايم ، نه آب خوشگوار ، و نه گياه بر معده گذار يافته‌ايم ، و اين محنت و اندوه به موافقت تو بر تن خويش نهاده‌ايم و در مقام رياضت بر قدم اصطبار ايستاده‌ايم . عجب نهم - آنكه چون يوسف در چاه آرام گرفت ، و هنگام مرور قافله بر سر چاه فرا رسيد ، ستوران چون به‌آنجا رسيدند قدم از رفتن ، باز كشيدند و با وجود زجر بسيار از مرور ، ابا مىنمودند تا كاروانيان به ضرورت بر سر چاه فرود آمدند و بشير و بشرا كه غلامان مالك ذعر بودند دلو در چاه گذاشته ، به جاى « 2 » آب ، آفتاب پيمودند . عجب دهم - آنكه چون يوسف ظلمت‌آباد چاه را بوجود چون ماه خود روشن و نورانى گردانيد ، چاه نواخت مخلصانه « 3 » به سمع يوسف رسانيد و زبان به درود « 4 » وى بگشاد تا حق تعالى بساط بهشتى در آن چاه بگسترانيد و سبزه و شكوفه در وى بدمانيد و آن چاه را محل وحى و فاضل‌ترين چاه‌ها گردانيد . نكته - اى درويش ، چاهى كه يوسف در وى نزول « 5 » كرد ، فاضل‌ترين چاه‌ها و روشن‌ترين ، جاىها مىگردد . دل بندهء مؤمن كه رحمت الهى جلّ و علا و انوار نامتناهى به موجب فرمان « و لكن وسعنى قلب عبدى المؤمن » در وى نزول فرمايد اگر فاضل‌ترين مواضع

--> ( 1 ) - د : از همه يوسف را . ( 2 ) - د : به چاه آب آفتاب پيمودند . ( 3 ) - ح : نواخت مخدومانه . ( 4 ) - د - ح : يوسف . ( 5 ) - د : مىكند . - ح : آن چاه آب شور داشت .