معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

56

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

در محاذات لطف ، تنور مالك مهيا گردانيده ، لطفش بتوسط رحمت ، مخدرات حجله اسلام را از پردهء غيب به در آورده ، تا تماشاى باغ رضوان كنند ، و قهرش به ميانجى غضب بتان « 1 » چهره كفر را از حجاب بطون بدر انداخته ، تا هيمهء تنور مالك فراوان كنند « 2 » و اين بهشت ، لطف خداوندى است « جل و علا » متشكل گشته ، و دوزخ قهر اوست « سبحانه » « 3 » متمثل شده ، و از براى هر كدام فرقهء معين و مقرر گشته ، ندانم تا از كدام « 4 » طريق و همراه كدام رفيق به كدام ازين دو منزل نزول خواهم نمود چنان كه فرمود « فريق فى الجنّة و فريق فى السّعير » . لكمال اسماعيل درياى غصه را ، بن و پايان پديد نيست * كار زمانه را سر و سامان پديد نيست در بوستان دهر نجستيم چون انار * بىخون ديده يك لب خندان پديد نيست بيش از هزار تير جفا بر دل منست * پنهان چنان كه يكسر پيكان پديد نيست هر چيز را كرانه پديد است در جهان * آيا چرا كرانه هجران پديد نيست گفتم كه جان ز حادثه برديم بر كنار * چندان غم دلست كه خود جان پديد نيست وجه دوازدهم « 5 » - از وجوه احسنيت اين قصه آنست كه باخبار و آثار و تقدير « 6 » و تحرير . اخبار « 7 » در قصص اسلاف و كتب اشراف در نظر اين بىبضاعت به منقول

--> ( 1 ) - د : حجره كفر . ( 2 ) - د : فراوان كند . ح ( 3 ) - د : ممثل شده . ( 4 ) - د : ندانم تا از كدام فريق به كدام يك از . اين دو منزل نزول خواهم نمود . ح ( 5 ) - د : وجه سيزدهم - ح : به دو دوازدهم . ( 6 ) - د - ح : و تقرير . ( 7 ) - د : بدون اخبار .