معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

57

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

صحيح چنين روشن و مبرهن گشته است ، كه در اين قصه سيصد امر است از امور عجيبه « 1 » كه مجموع از خوارق عادت « 2 » واقع است . فاما اين كتاب تعداد مجموع اين عجايب « 3 » تحمل ندارد ، و عشرى از آن اختيار كرده ، درين كتاب عالى خطاب ايراد نموديم . و باقى به مطالعهء آن كتب حواله كرديم ، و اين سخن « 4 » عجيب از عجايب قصّهء يوسف درين وجه تسميه باحسن - القصص مبين ساختيم . [ بيان عجايب اين قصه ] عجب اول - آنكه چون وجود « 5 » يوسف در رحم « 6 » متعلق گشت ، و به دست‌كارى مهندسان قدرت ، قصر بنيتش « 7 » سمت اتمام پذيرفت ، و سلطان روح « 8 » از عالم فتوح الارواح جنود مجندة به قصد « 9 » تعمير شهرستان نهادش نزول « 10 » فرمود ، كعب الاحبار « 11 » كه داننده نقول و اخبار است چنين تقرير فرموده‌اند ، كه در رحم مادر در حبس ظلمات ، به زبان فصيح چنانچه بسمع مادرش مىرسيد چنين مىگفت كه « انا المفقود و انا الصّديق » « 12 » . عجب دويم - آنكه چون نهال قامتش در بوستان اعتدال ، به سرحد كمال رسيد و گل جوانى بر گلبن امانى شكفتن گرفت ، و برادران اين نهال گلستان نبوّت را از كنار جويبار مروت بركنده ، در تك چاه بيابان كنعان نشاندند ، مربيان عالم غيب نهال وجودش را بتاب آفتاب عنايت ، و آب و تاب « 13 » رعايت به مرتبهء تربيتها « 14 »

--> ( 1 ) - د - ح : عجيب . ( 2 ) - د : عادت است واقع است . ( 3 ) - د : فاما اين تعداد مجموع آن عجايب را تحمل ندارد . ( 4 ) - د - ح : و اين سرى عجيب از عجايب . ( 5 ) - د : وجود با جود . ( 6 ) - بدون در رحم . ( 7 ) - د : هستيش . ( 8 ) - د : روح . ( 9 ) - د : به قصر . ( 10 ) - به قصد تعمير شهرستان مشيّد نهادش . ( 11 ) - بقولى كعب الاخبار است . ( 12 ) - د : صديق يوسف . ( 13 ) - د : بدون آب و تاب عنايت - ح : آب ناب . ( 14 ) - د : تربيت .